یادداشت عکاسی – یادداشت سوم – ریتم و الگو

تا اینجا در مورد عناصر بسیار مهمی در عکاسی بحث کرده ایم، شاید مفاهیمی همچون خط و نقطه و شکل و دیگر چیزهایی که در یادداشتهای قبلی مطرح کرده ایم به نظر ساده برسند، ولی در حقیقت بخش عمده ی عناصر یک عکس شامل همین مواردی است که گفته شده است.
در این یادداشت قصد داریم در مورد یک عنصر دیگر حرف بزنیم که کمی فراتر از یک عنصر بصری ساده است. این عناصر را می توانید در موسیقی هم حس کنید و بشنوید! حتی می توانید در زندگی روزمره تان حس کنید! فیلمنامه ها و داستان ها نیز دارای این عنصر هستند! البته به شکلی متفاوت و با تعریفی متفاوت. در این بحث می خواهیم (ریتم) را در عکاسی بشناسیم.

تکرار کنید… ریتم!
چگونه می توانیم در مورد ریتم حرف بزنیم و تکرار یادمان نیفتد؟ پس اولین چیزی که در ریتم باید مد نظر داشته باشیم وجود چند عنصر مشابه در عکس است. حالا اینکه دقیقا چند تا باشد مهم نیست،‌ ولی مسلما راه رفتن سه نفر آدم با صف منظم دانش آموزانی با لباس مدرسه از نظر وجود عنصر تکرار قابل مقایسه نیست! عکس پایین را نگاه کنید. انعکاسی از یک عابر در پیاده رویی خیس با تعدادی سایه روشن مورب و منظم. آیا می توانیم بگوییم که تکرار در مورد شاخه های درختان اتفاق افتاده است؟ یا شکل مستطیل مانند در موزاییک زرد رنگ؟ هم بلی هم خیر! بلی چون واقعا تکرار افتاده است، خیر چون در این عکس به آن صورت به چشم نمی آیند! در عوض سایه روشن مورب ،که در حقیقت سایه یک نرده در کنار پیاده رو است، در این عکس کاملا خودنمایی می کند و به جرات میتوان گفت این سایه روشن تکرار و البته ریتم دارد. ولی چه چیزی باعث می شود تکرار و ریتم به هم ارتباط پیدا کنند؟ قبل از پاسخ به این سوال می خواهم نکته مهمی را در مورد تکرار با شما مطرح کنم. دقت کنید که وجود تکرار و تعدد یک سوژه در عکس می تواند موضوع عکس را به طور کلی عوض کند. یک نفر پلیس که در پیاده رو میان مردم راه می رود می تواند نشان دهنده ی یک روز عادی در شهر باشد، ولی اگر در عکس یک پیاده روی پر از پلیس و سرباز وجود داشته باشد شرایط به کلی فرق می کند!


الگو
اگر تکرار شما دارای نظم خاصی باشد،‌ ریتم بیشتر خودش را نشان خواهد داد. این نظم خاص دارای الگویی خاص خواهد بود. مثلا می تواند متوالی باشد یا کنار هم باشد یا از کوچک به بزرگ باشد و… برای مثال در عکس زیر امواج دایره ای آب رفته رفته بزرگ شده اند و الگوی تکرارشان نیز همین توالی و بزرگ شدنشان است. حتما متوجه شده اید که ریتم موجب جذابیت بصری عکس می شود و در صورتی که از آن درست استفاده کنید نکته مثبتی برای عکستان به حساب خواهد آمد. ریتم در طبیعت هم وجود دارد! نقش و نگار روی حیواناتی مثل گورخر دارای ریتم بوده و از قضا سوژه بسیاری از عکاسان است! در اشیای ساخته بشر نیز به وفور می توان ریتم را مشاهده کرد، مثلا نرده های یک دیوار، یا نمای یک ساختمان و… که تک تک همین ها می توانند سوژه ای برای عکس شما باشد. ولی آیا تنها کاربرد این عنصر، فقط جذابیت بصری است؟


کاربرد تکرار و ریتم
اگر دقت کرده باشید تا همینجای بحث دو مورد از کاربردهای این عنصر را برایتان نام برده ایم. اولی جذابیت بصری و دیگری انتقال پیام یا موضوعی خاص. موردی که تا الان ذکر نشده، ولی در یادداشتهای قبلی به آن اشاره شده،‌ استفاده از ریتم به عنوان خط راهنما در عکس می باشد. تکرار به خودی خود باعث می شود چشم بیننده بیشتر در کادر درگیر شود، حال اگر این تکرار نظمی خاص داشته باشد، در مواردی خاص می تواند چشم را به بخشی از کادر راهنمایی کند. برای مثال در عکس زیر اشکال چند ضلعی که پشت سر هم تکرار شده اند چشم ما را به سمت مرکز کادر هدایت می کنند. البته بغیر از ریتم، روشنتر بودن مرکز کادر نیز باعث میشود چشم ما بیشتر به سمت آن هدایت شود.
کاربرد دیگری که در کارهای گرافیکی به وفور به چشم میخورد، شکستن ریتم برای جلب کردن نظر به سمت سوژه است! به عنوان مثال اگر سربازی که در میان انبوه سربازان در حالت خبردار خمیازه بکشد ریتم را برهم زده و به شدت جلب توجه خواهد کرد!