کادر بندی در عکاسی یادداشت دوم

عکاسی یادداشت دوم- به قلم سعید عادلی
قسمت قبل را اینجا بخوانید : 

در یادداشت قبل در مورد خطوط حرف زدیم. در این نوشته قصد داریم یادداشت قبلی را کمی تکمیل کنیم! شاید کتابهای رنگ آمیزی کودکان را دیده اید که دارای شکلهای بی رنگی هستند که کودک باید آنها را با رنگ دلخواه یا تعیین شده رنگ آمیزی کند تا شکل کامل شود! در این یادداشت نیز تقریبا به همان قسمت عکاسی رسیده ایم! ولی مشخصا با رنگ خالص سر و کار نداریم… بلکه اغلب با چیزی فراتر از آن مواجهیم!


شکل
ساده ترین چیزی که بعد از نقطه و خط در کادربندی عکاسی با آن مواجه می شویم، شکل است. خطوط را به هم وصل کنید تا یک شکل به دست آورید! دقت کنید که این خطوط لازم نیست حتما خط راست باشند، میتواند خمیده یا شکسته هم باشند. ما در مورد شکلی حرف میزنیم که در زندگی روزمره همواره با آن مواجهیم، ولی اگر از شما بخواهند که شکل یک درخت را بکشید، معمولا داخل آنرا رنگ میکنید و تنه ی آنرا پر از خط و خش می‌کنید تا زبری آن را نشان دهید؛ ولی در عکاسی (و بطور کلی گرافیک) قضیه کمی متفاوت است! چگونه؟ در مورد همین درختی که کشیده اید اگر خط و خش و زبری تنه را حذف کنیم و فقط خطوط بیرونی و مرز آنرا نگاه داریم، با شکل یک درخت مواجهیم! به سایه ای از یک درخت که روی زمین افتاده باشد فکر کنید، آن شکلِ یک درخت است. ضد نورها نیز شکل هستند. عکس زیر که ضدنور یک دوچرخه سوار را نشان می‌دهد، در واقع شکل یک دوچرخه سوار و دوچرخه اش است و پشت او نیز شکل یک نهال را میبینیم. به همین سادگی!


فرم
نقاشی درخت پاراگراف قبلی یادتان هست؟ رنگ و زبری تنه اش را برگردانید تا بافت و فرم پدیدار شود. به سایه اش نگاه نکنید! به خود درخت نگاه کنید تا فرمش را ببینید. پس فرم یک پله پیچیده تر از شکل است، چون به غیر از مرزهای شکل، اطلاعات روی سطح آنرا نیز به ما منتقل می کند. به زبانی دیگر شکل دو بعدی است، در حالیکه فرم سه بعدی است. و البته فرم دارای شکل است، ولی شکل دارای فرم نیست. خب قبل از پیچیده تر شدن این مبحث ساده، عکس زیر را نگاه کنید!


فرم و بافت تنه درخت را میبینید؟ نوری که تقریبا مستقیم به درخت تابیده و باعث روشن شدن تنه آن و در نتیجه نمایان شدن کامل بافت آن شده است. شاید برایتان سوال شود که بافت چیست… در عکاسی و گرافیک بافت یا texture همان چیزی است که سطح یک شکل را میپوشاند. بافت می‌تواند طبیعی باشد، مثل بافت تنه درخت، پوست پرتقال، پوست انسان، سطح برگ، یا مصنوعی باشد، مثل پلاستیک، آسفالت، سیمان و هر چیزی که فکرش را بکنید! هر چیزی! حال برای نمایان کردن این بافت کافی است نور به آن بتابانیم.
بافت در انتقال اطلاعات از سوژه به مخاطب نقش بسیار مهمی دارد. اگر یک دایره به شما نشان دهند و بگویید حدس بزنید این چیست چه می گویید؟ هزار تا حدس می توانید بزنید! اگر فرم یک کره ی صاف به رنگ نارنجی نشان دهند چه؟ شاید بگویید توپ پینگ پنگ است! ولی اگر به آن کره بافت پوست پرتقال اضافه شود جایی برای بحث باقی نمی‌ماند! شاید نهایتش سر این بحث کنیم که آیا با پرتقال طرفیم یا نارنج؟ یا نارنگی؟!
بافت در انتقال حس نیز بسیار مهم است. برای مثال حس بافت زبر و خشک یک سطح بتنی با بافت نرم یک زمین چمن حس کاملا متفاوتی را به بیننده القا میکند. یا بافت چروکیده و خطوط صورت یک پیرمرد با بافت پوست صورت یک نوزاد… دقت می کنید؟ حتی تصور کردنش نیز حس متفاوتی را به شما منتقل میکند!

شکل و نور و فرم
به عنوان بخش پایانی این نوشته به طور خلاصه میخواهیم ببینیم چگونه می توان شکل و فرم یا هر دو را برجسته کرد.
اول بیایید ساده ترین حالت،‌ یعنی شکل را در نظر بگیریم. همان طور که گفتیم برای تاکید بر شکل کافیست نور از نقطه ای در پشت سوژه به آن بتابد تا فقط شکل آن نمایان شود. لازم به ذکر است که شکلها حالتی عمومی دارند. برای مثال وقتی شکل ضد نور یک انسان را در یک خیابان نشان می دهیم، آن انسان هر کسی می تواند باشد!
ولی اگر به روی سوژه نور بتابانیم بافت و فرم نمایان می شود و ممکن است آن شخص دوستمان باشد! پس برای نمایان کردن فرم، نور باید از جایی غیر از پشت سوژه به آن بتابد. حال معمولا هر چه این نور به سوژه مایلتر باشد، فرم آن برجسته تر می شود و اصطلاحا به سوژه عمق می دهد. هر چه بیشتر نور را به روبروی آن منتقل کنیم، سوژه مسطح تر دیده شده و فرمش را از دست می دهد.
اینکه نور را از کجا بتابانیم، یا به عبارتی سوژه را چگونه در برابر نور قرار دهیم این انتخاب ماست و بستگی به موقعیت دارد. برای مثال در عکاسی پرتره یک نور مایل از بالا می تواند برجستگی های گونه و بینی و چانه را بیشتر نمایش دهد.


در نظر بگیرید که می توان هم شکل و هم فرم را در یک عکس برجسته کرد. یعنی هم یک نور از پشت به سوژه بتابد هم نوری از روبرو تا هم شکل سوژه نمایان شود و هم فرم و بافت آن! مثل این عکس:
نوری که از پشت به گربه ها تابیده باعث مشخص تر شدن شکل و البته برجسته تر شدنشان شده است. به این نور در عکاسی بک لایت هم گفته می شود. نور موجود در محیط نیز نیز چهره و بدنشان را روشن کرده است. حال اگر نور محیط نبود با شکلی از گربه مواجه بودیم.

یادداشت از سعید عادلی
انتشار از بولتن فرهنگی هنری تبریز

بولتن در تلگرام :

https://telegram.me/joinchat/BQgwADvkifwxUImPf6Vo8g

بولتن در اینستاگرام :
https://www.instagram.com/ebultan/