سهیلا صنم‌نو، عکاس بین‌المللی و مدرس عکاسی، برای اولین بار در تبریز و زیر نظر انجمن هنر عکاسی استان آذربایجان‌شرقی، اقدام به برگزاری دوره آموزش عکاسی برای کودکان ۸ تا ۱۵ ساله کرده‌است. نتیجه و خروجی اولین دوره آموزش عکاسی نوآموزان تبریز که طی نمایشگاهی در نگارخانه مجتمع سینمایی ۲۲ بهمن تبریز به نمایش درآمده‌است شما را شگفت‌زده خواهد کرد! عکس‌هایی که با نگاه زیبابین و بی قید و بند کودکانه ثبت شده‌است، نشان از ذهن آزاد و دید خلاقانه کودکان دارد. در ادامه مصاحبه اختصاصی بولتن با سهیلا صنم‌نو، مربی و سرپرست این دوره و نمایشگاه را می‌خوانید:

سهیلا صنم‌نو، مربی و سرپرست نمایشگاه عکس نوجوانان

سهیلا صنم‌نو، مربی و سرپرست نمایشگاه عکس نوجوانان

به عنوان سوال اول، لطفا بفرمایید ایده‌ی برگزاری چنین دوره ای چطور به ذهنتان رسید؟

من از مدت‌ها قبل در زمینه متُدهای مختلف آموزش عکاسی به کودکان مطالعه می‌کردم، با بررسی و پیگیری پروژه های مختلفی که در زمینه آموزش عکاسی به کودکان در سراسر جهان اجرا می شوند و بعد از دیدن عکسهای جذابی که کودکان در طی این دوره ها ثبت می کنند، به این موضوع علاقه مند شدم و مدتها به دنبال فرصتی بودم تا این امکان برای من نیز فراهم شود تا چنین دوره ای را برای کودکان برگزار کنم. چون نوع نگاه کودک به عکاسی و نوع نگرشش به دنیای اطراف، با یک شخص بزرگسال که عکاسی را یاد می گیرد و سپس به آن می پردازد، تفاوت زیادی دارد و این برای من جذاب بود. من اولین بار ایده ی آموزش عکاسی به کودکان را روی خواهر زاده ام آزمایش کردم. بدون اینکه از خراب شدن و آسیب دیدن دوربین نگران باشم و با تنظیم کردن دوربین، آنرا در اختیار خواهرزاده ام قرار می دادم تا عکاسی کند. نتیجه ی کار بسیار جالب بود و با عکسهای خوبی مواجه می شدم!

نحوه ی اجرایی شدن و شکل گیری این دوره در تبریز چگونه بود؟

قبلا با موسسه ای که با کودکان در زمینه نقاشی کار می کنند قصد همکاری داشتم و می خواستم با کودکانی که علاوه بر نقاشی به عکاسی نیز علاقه دارند کار کنم و برای آنها دوره برگزار کنم، ولی متاسفانه قسمت نبود و به دلایل مختلف این قضیه منتفی شد. اواخر سال ۹۴ آقای ارجمند، مسئول آموزش انجمن هنر عکاسی، از من خواستند در مورد هر زمینه ای که علاقه مند هستم کارگاهی برگزار کنم و این فرصتی شد تا من اطلاعاتم در مورد زمینه ی مورد علاقه ام، یعنی داستان پردازی در عکاسی که سه چهار سالی بود در مورد آن تحقیق و مطالعه می کردم را در قالب نمایش مجموعه آثار عکاسان مختلف از سراسر جهان و بحث در مورد آنان و… طی سه جلسه در اختیار اعضای محترم انجمن قرار دهم. پس از برگزاری این دوره آقای ارجمند موضوع برگزاری دوره عکاسی برای کودکان را با بنده مطرح کردند و من با توجه به اینکه دنبال فرصتی این چنینی بودم با اشتیاق پذیرفتم و برای تدریس و هر گونه همکاری در این زمینه اعلان آمادگی کردم.

در مورد نحوه برگزاری کلاسها سوالهای زیادی از شما داریم! اول اینکه لطفا کلیاتی را در مورد نحوه برگزاری کلاسها در اختیار ما قرار دهید.

تا به امروز دو دوره برگزار کرده ایم که در دوره ی اول ده نفر در رده سنی ۱۱ تا ۱۵ سال ثبت نام کرده بودند و دوره دوم نیز پس از اتمام دوره اول و با حضور ۴ نفر در رده سنی ۹ تا ۱۲ سال برگزار شد. برای دوره اول تقریبا دو ماه، به مدت ۶۰ ساعت کلاس برگزار کردیم. در این ۶۰ ساعت کمی به تئوری و بیشتر به دیدن و بررسی عکس های مختلف از عکاسان مختلف در ژانرهای گوناگون گذشت، البته مشاهده و بررسی عکسها بسیار سریع انجام می گرفت، چون در غیر این صورت از خلاقیت بچه ها کاسته می شد و احتمال داشت بچه ها کادر عکسها را به ذهن سپرده و بعدا عینا کپی کنند و این چیزی نبود که ما می خواستیم و صرفا این کار برای آن بود که بچه ها با کاربرد عکاسی آشنا شوند و بدانند عکاسی چیست و در چه حیطه های کاربرد دارد. در ضمن سعی من بر این بود که فضای کلاس راحت و صمیمی باشد تا بهتر بتوانم با بچه ها ارتباط برقرار کنم و آنها نیز مرا عضوی از خودشان بدانند. برای مثال جلسه ی اول اصلا در مورد عکاسی حرف نزدیم و با هم آشنا شدیم و مقدمه ای شد تا فضای دوستانه ای بین من و بچه ها برقرار شود تا راحت‌تر بتوانم مطالب را به آنها منتقل کنم.

در مورد اصول اولیه عکاسی و کادربندی چقدر بحث شد؟

خیلی کم! فقط یک جلسه در مورد اصول اولیه کادربندی، مانند قانون یک سوم، خطوط هادی و… بحث شد. جلسه ی بعد تعدادی از عکسهای خود بچه ها را در کلاس مورد بررسی قرار دادیم و بازگشتیم به عکسهایی که جلسات اول از عکاسان مختلف نشان داده شده بود و آنها را بررسی کردیم. بیشتر سعی من این بود که خود بچه ها با توجه به چیزهایی که بهشان گفته شده در مورد عکسها بحث کنند و هر چه به نظرشان می رسد با کلاس در میان بگذارند. من اول اسلاید این جمله را نوشته بودم که (قاعده ی اول عکاسی این است که هیچ قانونی در عکاسی وجود ندارد) تا بچه ها خود را مقید به هیچ اصلی نبینند و آزادانه و خلاقانه با ذهن باز اقدام به عکاسی کنند. بعد از پایان دوره نیز جمله ی (قاعده اول عکاسی این است که هیچ قانونی در مورد عکاسی وجود ندارد) را برایشان تکرار کردم!

عکسهایی که به بچه ها نشان دادید بیشتر از چه ژانرها و سبکهایی بودند؟

از همه ی ژانرها. اگر در عکسهای نمایشگاه نیز دقت کنید هر نوعی عکسی خواهید یافت! عکس پرتره، اشیا، خیابانی، اجتماعی، فشن و… ضمنا بچه ها را از عکاسی سیاه و سفید نیز منع کرده بودم و چندین باری هم که بچه ها از من خواستند تا عکس سیاه و سفید بگیرند این اجازه را به آنها ندادم!

چرا؟ این منع به چه دلیل بود؟

چون دنیای بچه ها دنیایی رنگی است! شاید سیاه و سفید برایشان جذاب باشد ولی فعلا اصرار من بر این است که همانطور که دنیا را رنگی می بینند، رنگی نیز ثبت کنند.

بررسی و نقد عکسهایی که بچه ها گرفته بودند به چه صورت بود؟

اول اینکه هرگز به هیچ یک از بچه ها نگفتیم که این عکسی که گرفته ای بد است! از این گونه عکسها رد می شدیم و اگر هم بچه ها سوال می کردند چرا رد شدید یا ایراد عکس چه بود با سوالی که کودک را کاملا غیرمستقیم متوجه ایراد عکس بکند جواب سوالشان را میدادیم. نمی خواستم با پاسخ های مستقیم و سرراست کارشان را راحت کنم، بیشتر سعی داشتم خودشان به مرور زمان و فکر کردن در مورد عکسشان ایراد عکس‌هایشان را متوجه شوند و خودشان جواب سوالشان را پیدا کنند. نوع طبقه بندی عکسها نیز از خوب شروع میشد تا عالی و اگر واقعا عکسی بی نقص بود، با یک علامت ستاره مشخص می کردیم.

لطفا در مورد نوع بررسی عکسهایی که بچه ها گرفته بودند توضیحات بیشتری ارائه کنید.

ببینید، ما بغیر از اینکه در کلاس آموزش می دادیم، برنامه های خارج از کلاس نیز داشتیم و طی اردوهایی آنها را به مکانهای مختلفی بردیم تا در حضور ما و با نظارت ما اقدام به عکاسی کنند. وقتی بچه ها عکسی می گرفتند و به من نشان می دادند و من متوجه ایرادی می شدم، به عنوان مثال میگفتم برو دوباره از آنجا عکس بگیر، یا سعی میکردم توجه کودک را به بخشی که در آن دچار اشتباه شده جلب کنم تا خودش با عکسی دیگر آن را جبران کند. در عین حال خودم نیز همواره سعی می کردم تنهایشان نگذارم و همواره نقش راهنما را برایشان ایفا می کردم.

در این دوره درباره مسائل فنی چقدر بحث شد؟ مانند سرعت شاتر و دیافراگم و…

اصلا به هیچ وجه وارد این حیطه نشدیم! بیشتر اصرار من بر این بود که بچه ها با دوربین کامپکت معمولی کار کنند تا درگیر مسائل فنی نشوند و توجهشان به بستن کادر معطوف شود. دوربین را یا در حالت اتو قرار میدادیم یا در حالت Program و فقط بستن کادر بر عهده ی بچه ها بود. دوربین های کامپکت سبک هستند و قیمت کمتری نیز دارند، پیچیدگی دوربینهای حرفه ای را ندارند و این مسئله برای ما که فعلا میخواهیم از مسائل فنی دوری کنیم، حائز اهمیت بود. به بچه ها گفته بودم که دوربین اسباب بازی جدید آنهاست و باید تا می توانند با آن بازی کنند و هر جا میروند با خودشان ببرند! البته در مورد برخی مسائل پایه ای مانند در مورد نحوه ی گرفتن صحیح دوربین، نحوه ی گرفتن عکس بدون لرزش و… بصورت مختصر به بچه ها آموزشهایی داده شد.

با توجه به فرمایشات شما، برای آموزش متد خاصی داشتید یا تجربی پیش می رفتید؟

کاملا با متد و به صورت از پیش تعیین شده پیش می رفتیم. همانطور که عرض کردم قبل از شروع کلاسها در این باره مطالعه کرده بودم و از روشها و راههای مختلف از تجربیات عکاسانی که در این حیطه فعالیت کرده بودند اطلاعاتی جمع آوری کرده بودم و می دانستم چه مطالبی را باید سر کلاس به بچه ها بگویم و از گفتن چه مطالبی پرهیز کنم. البته جلسات اول بودند که بسیار ساده پیش رفتند و بعد از چند جلسه ما کم کم بحث داستان پردازی با عکاسی را برای بچه ها مطرح کردیم. اینکه چرا اصلا داستان می گوییم؟ در یک داستان چه چیزهایی گفته می شود؟ در داستان چیزی به اسم شخصیت داریم و… اینکه می شود با عکس و مجموعه عکس یک داستان روایت کرد. خلاصه اینکه در این زمینه با بچه ها کار کردیم ولی ترم اول نتیجه نگرفتیم و از مجموعه عکسهای بچه ها راضی نبودم. البته با توجه به اینکه این بچه ها هنوز اول کار هستند کاملا طبیعی هم بود که فعلا نتیجه ای حاصل نشود و انتظار نتیجه را هم نداشتیم. ولی در کل هدف این است که کودک با مجموعه عکس اقدام به روایت یک داستان بکند و بهترین زمان برای آموزش نیز همین سنین پایین است تا کودک بتواند دید روایتگرانه را به مرور زمان یاد بگیرد.

برنامه ی آینده تان در مورد آموزش عکاسی به بچه ها چیست؟

ما در زمینه داستان پردازی با این بچه ها کار کرده ایم، ولی هنوز اول راه هستیم و این امر ناقص مانده است و کاملا در این زمینه ضعف احساس می کنیم. و قصد داریم از ترم های آینده دقیقتر و کاملتر این کار را انجام دهیم. می خواهیم اول نوشتن را به بچه ها یاد بدهیم! اینکه بچه ها آن چیزی که در ذهنشان است و می خواهند بگویند را به کاغذ بیاورند و بعد از اینکه ایده شان مکتوب شد، از روی همان نوشته اقدام به ایجاد مجموعه عکس کنند! یعنی همان داستان پردازی با عکس! برنامه بلند مدت من این است که اگر برای ترم سوم نیز این کلاسها ادامه پیدا کنند، من قصد دارم با بچه ها پروپوزال کار کنم. چیزی که تا بحال کار نشده و خلا آن احساس می شود. چرا که روند درست عکاسی این است اول با نوشتن پروپوزال تکلیف عکاس از اینکه از چه چیزی قرار است عکس بگیرد با خودش روشن شود، بعد از آن با هدف و تمرکز اقدام به عکاسی کند و این باعث صرفه جویی در وقت و هزینه می شود.

با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، از طرف بولتن برای شما و نوآموزانتان موفقیت و نمایشگاه‌های پربارتری آرزو می‌کنیم.

 

گفتگو از سعید عادلی و بهبود زارعی