مصاحبه با حامد علیپور

مصاحبه با حامد علیپور – به بهانه آنسامبل روایت موسیقیایی تبریز درمردادماه سال جاری در تبریز به سراغ حامد علی پور از نوازندگان دف و سازهای کوبه ای خوب در تبریز رفتیم تا چند کلامی را مهمان ایشان باشیم.
**از خودتان بگویید :
من حامد علیپور متولد ۱۴-۵-۷۲ در تبریز هستم.من درواقع در خانواده ای هنری به دنیا آمده ام-پدربزرگ خدابیامرز من محمدعلی علی پور نقاش فرش بودند و از نقاشهای بنام در تبریز.بعد از تحقیقات متوجه شدیم از آثار ایشان هم اکنون در آمریکا هم هست.
شبکه سهند در ماه های گذشته مستندی کارکردند با عنوان قالی آذربایجان که دست اندرکاران رفتند و در مشهد فرشهای پدربزرگ مرا پیدا کردند و با پدرم مصاحبه کردند و…
نسبتا پیشینه ی خانوادگی خوبی داریم از نظر هنری.
چون پدربزرگم هنرمند بود پدرم نیز علاقه ای به نقاشی داشتند و ویولون هم میزدند.
خب طبیعتا وقتی خانواده هنری است فرزند هم بزرگ میشود و هنری میشود و یا حداقل به آن سمت سوق دارد.
از کودکی علاقه به ویولون داشتم ولی پدرم پافشاری کردند که به سمت ویولن نروم …شاید به دلیل سختی های نوازندگی ویولن.
روزها گذشت تا روزی ما دیدیم در محله یک مغازه آلات موسیقی باز شده است.
ما یک هفته سفر بودیم و وقتی بازگشتیم متوجه شدیم که  آن مغازه باز شده است
یک هفته تلاش میکردم که موافقت کنند که بروم سراغ موسیقی
نزد استاد حسین سلطان زاده جهت مشورت میرفتم تا بلکه وارد وادی موسیقی شوم
در نهایت تصمیم جمعی برآن شد که ویولن نه و برویم سراغ سه تار !
من ۵ سالی سه تار یاد گرفتم و با استادانی چون هادی آذر پیرا و جواد شیروانی کار کردم.
ذات انسان طوریست که میخواهد همیشه بپیشرفت کند من خود نیز چنین ام
زمان گذشت و دیدیم که سه تار ساز ارکسترالی نیست
من احساس کردم کفایت من و آرزو هایم را نمیکند
رفتم سراغ دف و مدت کوتاهی آموزش دیدم
استاد یونس تارپود به من دف یاد دادند
با ایشان به جشنواره ها رفتیم
با گروه خودشان نیز همکاری میکردم
بعد از آن با چند تا از گروه های تهران همکاری کردم
مثل گروه فروزان یا ارکستر ایرانی میراترا
با گروه فروزان اجراهای زیادی داشتیم و ۱۹ مرداد پیش رو نیز در تالار اندیشه حوزه هنری و قبل از آن در برج میلاد اجرا خواهیم داشت.
اولین اجرای تهران من ارکستر ایرانی میراترا بود
بعد از آن با گروه فروزان آشنا شدیم
گروه هیواو..
با گروه های زیادی اینجا همکاری داشته ام ، سماع ، هیوا و…آنقدر زیاد هستند که تک تک شمردن واقعا زمان میبرد.
در جشنواره های ( دف ) زیادی به عنوان تک نواز شرکت کرده ام وشاید بر اساس سیاست هایی که هر جشنواره داره متاسفانه برنده نشدم اما در گروه نوازی سال گذشته مقام سوم را کسب کردیم.
امسال نیز با گروه خودم و گروه سماع در جشنواره ملی” هه تاو” شرکت خواهیم کرد که این جشنواره از جمعه بعد آغاز خواهد شد
به عبارتی پنجشنبه آنسامبل موسیقیایی تبریز تمام شده و ما جمعه به سوی سنندج حرکت خواهیم کرد
که امسال با گروه خودم (گروه حیران) شرکت کردیم و در مرحله اول برگزیده شدیم
**من طی تحقیقاتم به چیز عجیبی برخوردم …مدرک شما کارشناسی برق قدرت است ؟
بله من کارشناسی برق قدرت خوانده ام.

**پس موسیقی ؟ برق ؟؟
واقعیت این است که پدربزرگ ما سخنی داشتند که موسیقی کار نیست و نمیشود روی آن حساب کرد چون ثابت نیست و حمایتی هم نیست
پدربزرگ ما تبریزی بودند.
به مشهد میروند ، مدت بیست تا سی سالی آنجا هستند و در نهایت ورشکست شده به تبریز بر میگردند و مرحوم میشوند.
البته جریانات درسی من خیلی عجیب است
من تجربی خوانده ام
بعد تصمیم به ادامه تحصیل در رشته داروسازی شد که آن هم به دلایلی نشد و رفتیم برق خواندیم.ما به پدر گفتیم که برویم موسیقی گفت” نه پسر موسیقی بخونی چیکار کنی”گفتیم چشم!در نتیجه رفتیم برق خواندیم و موسیقی را هم از خارج از محیط دانشگاه ادامه دادیم.بعد هم درسمان تمام شد و رفتیم خدمت
**یک سوال شاید از سر کنجکاوی… از برق قدرت استفاده ای کردید ؟
واقعیت این است که نه ! فقط در حد مدرک است !
ولی سعی میکنیم در حوزه هنر پیش برویم.
وقتی انسان به شهر خویش مینگرد مشاهده میکند موسیقی دانشگاهی زیاد در تبریز گیرا نیست.البته تهران هم کم و بیش همینطور است.نهایت فوق لیسانس موسیقی آن هم ۵ یا ۶ نفر هستند.
بقیه مدرک دانشگاهیشان غیر مرتبط است و یا حتی چنین مدرکی نیست.
من سنجیدم و دیدم چیزی که در دانشگاه تدریس میکنند با تمرین اضافی و فعالیت در گروه های مختلف و شرکت در جشنواره های مختلف به دست می آید
به هرحال هر هنرمندی در هر محیطی تحت تاثیر قرار میگیرد.گروه های مختلف… جشنواره های مختلف….
من به خاطر دارم شهر تهران کنسرت داشتیم و من نوازندگی تنبور را بر عهده داشتم
دوستم یک بار گفت ” حامد تو دف نوازیت از تنبور تاثیر گرفته”
گفتم” چه ربطی داره ؟؟؟”
خلاصه خودم دقت کردم دیدم بله من هر جمعه میرفتم تهران تمرین، تنبور میزدم ،باز میگشتم تبریز و نوازندگی دف ! و واقعیت این بود که دف نواختم از تمرین تنبور تاثیر گرفته بود.
و به واقع تاثیر پذیرفتن از گروه ها و جشنواره های مختلف اجتناب ناپذیر است.
**در زیر و رو کردن اطلاعات در ارتباط با شما به خبری رسیدم که ابراز کرده بود شما در حال ضبط آلبوم و اپرا هستید.این آلبوم رونمایی شده ؟
امسال کارهایی به عنوان تک تراک درآمده است.هفته پیش” آوردگاه” با استاد اسفندیار قره باغی در تهران رونمایی شد که موزیسین های بنامی آن را نواخته اند
پرنیا بود و چند قطعه ی دیگر
اپرای سرداران آذربایجان نیز ضبط شده که با مشارکت میراث فرهنگی و سایر ارگان ها از ۱۰ دی ماه سال جاری انشاالله اجرا خواهیم داشت. یک اجرای ۱۸۰ نفری که در نوع خودش تک است و تا بحال کسی در ایران چنین کاری رانکرده است.
پارت دف این اجرا با سولیستی من خواهد بود و گروه دف هم از دوستان خودم هستند
همچنین آلبوم مژده گلزار ۲۰ مرداد امسال رونمایی خواهد شد و برای عموم آزاد خواهد بود. این رونمایی در سالن بهزیستی خواهد بود به احتمال زیاد وحتما شما (بولتن ) را از جزییات آن مطلع خواهم کرد .
**ظاهرا حامد علی پور به نواختن چن ساز مسلط است.با کدام احساس صممیت بیشتری می کنید؟
در موسیقی هر سازی جایگاه خودش را دارد
با یک ساز در شادی میزنید و شادیتان را ابراز میکنید و با یک ساز غمتان را
من بیشتر با تنبور و دف نزدیکم و در واقع دف
رابطه مان با دف خوب است.با دف تمرین میکنم.شادی و غم را منتقل میکنم….
چیزی که من دوس دارم در کنسرت این است که سعی میکنم با مخاطبان ارتباط چشمی برقرار کنم و انرژیشان را بگیرم و سعی کنم شور و انرژی خودم را به مردم انتقال دهم
** مسلما در زندگی کسانی که به قول اهالی تئاتر ” خاک صحنه خورده اند ” اساتید بنام زیادی هستند.اما اگر بخواهید از یک استاد نام ببرید که در این راه رد پایی برایتان گذاشته به چه کسی اشاره میکنید ؟
اگر این طور فکر کنیم اساتید زیادی هستند.
یک دسته اساتیدی هستند که مستقیم چیزی به ما آموزش نداده اند اما برما تاثیر میگذارند
من دف را نمیشناختم و کاملا تصادفی با آن آشنا شدم
ما یک دوست خانوادگی داشتیم در شیراز
وقتی ایشان دف میزدند و میخواندند من احساس میکردم پاهایم از زمین جدا میشوند.
الان ایشان در لیتوانی هستند و در ایران هم کنسرت های زیادی دادند
بعد از آن سفر شیراز به تبریز بازگشتیم و من سی دی های مرحوم استاد لطفی را تهیه کردم و یک سال و نیم به تنهایی تمرین کردم
تا اینکه رسید به زمانی که فراخوان گروه دف نوازان سماع رادیدیم که دف نواز جذب میکردند
رفتیم و باجناب تارپود آشنا شدیم و ادامه دادم..
خود جناب کامکار و نصیحت هایی که در کنسرت به من کردند بسیار تاثیرگذار بود
** از چه زمانی به طور جدی شروع به موسیقی کردید؟
من زیاد تمرین میکردم
شده که شش ساعت ممتد در اتاق را بستم و تمرین کردم
کوه رفتم وساعتها نواختم
من سعی میکردم بین پیشرفتم فاصله نیوفتد.بعدها فهمیدم که موسیقی و هنر فراگرفته میشود که دیده شود
من از اول به فکر پیشرفت بودم و استاد تارپود کمکمان میکردند که پیشرفتمان را ببینیم
انسان وقتی میخواهد قله را بالا برود فاصله خود تا قله را زیاد میبیند.
رفته رفته بالا میرود و فاصله اش با قله کمتر میشود
متاسفانه نامهربانی هایی شده با من در تبریز که” تازه آمده و میخواهد با بالاها برسد و…”
رفتار ومنش در کنار هنر نوازندگی و دید یک هنرمند به جامعه خیلی مهم است
من خیلی تلاش کردم و به دنبال گروه های مختلف رفتم
و بعد دیدم گروه های مختلف تماس میگیرند که بیایید در فلان کار با هم باشیم.
به نظرم اگر کسی بالا رفت باید پایین تر ها را بالا بکشد.
من خودم چندین برنامه کار کردم و خودم مدیر برنامه بودم و کمک کردم تا جوانان رو معرفی کنیم به این عرصه
که باز هم با نا مهربانی های دوستانی روبرو شدیم
من تقریبا نزدیک ۱۰ سال است که با جدیت بسیار به موسیقی ادامه میدهم-
**برسیم به بهانه این جلسه ، از روایت موسیقیایی تبریز بگویید
ما روایت موسیقیایی تبریز را سه سالی هست شروع کرده ایم و فید بک های خوبی هم گرفته ایم
اردیبهشت سال قبل با همین گروه در فستیوال موسیقی بین الملی معاصر برگزیده شدیم و ما به اتفاق همین گروه رفتیم تهران
اعضای ما فرهاد سالمی و بهراد بنیادی و من و دوستمان محمد امین شریفی بودند
ما دغدغه داشتیم که روایت موسیقیایی را در تبریز هم اجرا کنیم
فکر کردیم که موسیقی تجربی شاید مختص قشر خاصی باشد و مطابق سلیقه ی عموم نباشد بنابراین با نوازندگی ترکیبش کردیم
بهراد بنیادی و من و فرهاد ثابت بودیم و آقای گرانمهر به ما اضافه شدند
در مورد کلیات کار میتوانم بگویم که کار ما بداهه نوازی کنترل شده است
در چهارچوب است
و من این مدل کار کردن را دوست دارم
ما برنامه مان را به سه قسمت تقسیم گرده ایم
کلیت کار در ارتباط با تبریز است
یک قسمت با پروژکتور بخشهای قدیمی و تاریخی تبریز پخش خواهد شد و ما با توجه به آن حال و هوا خواهیم نواخت
قسمت دوم فرش تبریز است
دوستمان جناب عبدی همانجا در صحنه در حال قالی بافتن خواهند بود و ما خواهیم نواخت
قسمت سوم بازار تبریز و همهمه آنجاست و همراه آن ما خواهیم نواخت .
این اولین بار در تبریز است که چنین پرفورمنسی برگزار میشود
میتوان گفت که پرفورمنس موسیقیایی است و خانه هنرمندان سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز از ما حمایت کردند که چنین کاری را بکنیم
اگر استقبال از کار خوب باشد حتی میشود که این را به صورت کنسرت مستقل ادامه داد.
** مسلما هستند مخاطبانی که این نوشته را میخوانند تازه میخواهند نواختن را شروع کنند و یا تازه اول راه هستند…چه توصیه ای برای این عزیزان دارید؟
بحث خوبی بود.اگر بخواهیم با جزییات مطرح کنیم کمی طولانی و کمی دردآور است اما اگر بخواهم مختصر و مفید بگویم باید بگویم که موسیقی یک چیز ذاتی و خیلی زیباست
این نیست که یک بچه را سوق دهید به موسیقی
استعداد نیاز دارد
اما باید بدانید که اگر کسی میخواهد یاد بگیرد باید زیر دست یک استاد مجرب باشد
شبیه این است که وقتی نهالی میکاریم بعد از کمی رشد کج میشود برای انکه این طور نشود به آن یک تیر میبندیم که صاف بالا برود
در موسیقی هم استاد همان تکیه گاه است
مشکلاتی هست در موسیقی
گاهی از سمت اساتید اشتباهی میشود گاهی هنرجو خسته میشود
واین ضعف است
من همیشه فکر میکردم میتوانم این معضل را حل کنم اما خب تا حد کمی موفق بوده ام
عزیزان فراموش نکنند در این حرفه تمرین حرف اول را میزند
من پیشنهاد داده ام به هنرجو ها که به طبیعت بروند
کوه بروند
و به روحیه خودشان هم کمک زیادی میکند
ما با همکاری آقای تارپود تلاش کردیم که خانوم ها هم به روی صحنه بروند و جناب میلانی از حوزه هنری لطف کردند و کمک کردند که خانوم ها هم به روی صحنه بروند و بتوانیم مجوز آن را بگیریم.
ما اگر بخواهیم بانوان هم در صحنه باشند باید فرهنگ سازی شود
موسیقی سنتی تبریز بسیار پیشنیه دارد
سبک مکتب تار تبریز واقعا از سبک های زیباست
ولی متاسفانه فرهنگسازی ضعیف است
اگر دقت کنید در سال نهایت دو کنسرت داخل استانی داریم
اما اکثرا از خارج استان می آیند و کنسرت اجرا میکنند.
این بخاطر این است که تبلیغات خوبی شده است و فرهنگ سازی شده است.
اگربخواهیم بهتر شود باید فرهنگسازی کنیم و خودمان هم در آن همکاری کنیم
به موسیقی سنتی بیشتر متمرکز شویم
باید هنرمندان خودشان با هم مهربان باشند
پشتشان به هم گرم باشند
ما نگاه کنیم میبینیم در داخل خانواده هم گاهی افراد با هم جور نیستند
شاید با پدر مادر حرفمان میشود
موسیقی یک خانواده است
باید تحمل کرد
باید کنار هم باشیم و با هم بالا برویم.
واقعا عمر انقدر کوتاه است که فرصت جنگ و جدل نیست
** تصور میکنم کمی مشکل، ” شناخته شدن” است ؛ شاید اگر بیشتر شناخته شوید فرهنگسازی خیلی آسانتر شود
بله دقیقا همینطور است
** ور در نهایت ، سخن آخر؟
حرف خاصی نیست
فقط میتوانم پیشنهاد بدهم تا میتوانید از موسیقی لذت ببرید
موسیقی برای رقابت نیست
برای این نیس که توضیح دهد من چه کسی هستم
ذات موسیقی لطافت میخواهد
ظرافت میخواهد
من به هنرجو هایم میگویم” من و شما یک پله فرق داریم
من هنر آموزم شما هنر جو”
طوری باشد که مردم مشتاق شنیدن موسیقی باشند.
یادمان باشد برای نتیجه گرفتن باید زحمت کشید.من به خاطر دارم ۵ سال تلاش کردم تا بتوانم وارد گروه شوم
مهربان باشیم 
موسیقی ابزاری است که میتوانیم با مردم بیشتر ازتباط برقرار کنیم
آرزوی موفقیت برای شما و تمام همراهانتان

مصاحبه : شبنم نجفی
نشر از بولتن فرهنگی هنری تبریز

پرفومنس روایت موسیقیایی تبریز نظربه استقبال شما برای بار دوم تمدید شد
۱۶و۱۷ مرداد۹۶
ساعت ۲۰
خرید بلیت :
Ebilit.com
چ باغشمال،ک حاجی رضا،بن بست علی مسیو،خانه ختایی

مراسم رونمایی از آلبوم مژده گلزار
۲۰ مرداد۹۶
ساعت۱۸
رزرو الزامی:
۰۹۱۴۳۱۱۶۴۹۹
آبرسان، روبروی هتل تبریز، سالن اجتماعی نسل فردا
(بهزیستی قدیم تبریز)

کنسرت گروه دف نوازان سماع در تهران ۹شهریور در تالار اندیشه تهران

کنسرت فروزان در تالار اندیشه تهران ۱۹ مرداد :