نمایش پنچری نمایشی برای پنچرهای اخلاق

تئاتر برای من دانش آموز علوم انسانی نه از بعد هنر، که از همان منظر سیاست و علوم اجتماعی ارزش مند است، امروز بار دیگر فرصتی دست داد تا روی سکوهای بلک باکس تئاتر شهر تبریز بنشینم و نمایش پنچری نوشته فردریش دورنمات به کارگردانی نازیلا ایران زاد را ببینم. آنچه در ادامه می آید نه از منظر یک منتقد تئاتر که از دیدگاه یک دانش آموز حوزه علوم انسانی به نگارش در می آید.

داستان نمایش پنچری درباره مردی است که ماشینش پنچر شده است و ناچار می‌شود شب را در دهکده و در خانه قاضی بازنشسته‌ای بگذراند. آن شب قاضی و دوستان پیر دیگرش که جلاد و دادستان و وکیل هستند نیز در خانه حضور دارند و تصمیم می‌گیرند بازی جالبی انجام دهند و یک دادگاه خصوصی تشکیل دهند و یکی از جرایم زندگی مرد را کشف کنند.

آنها کشف می کنند و آن پنچر شده را به اعدام با گیوتین محکوم میکنند، تراپس همان تاجری و فروشنده ای که از بد حادثه به خانه آن پیران روانه شده نماینده سیاستمدران و بازرگانان عصر ماست، او یک ماکیاولیست تمام عیار است، ماکیاولیست بودن یعنی همان که برای رسیدن به هدف هر کاری که می شود را انجام داد، اینجا همان نقطه ای است که انصاف و اخلاق را زیر گیوتین میکشد و در نتیجه مرگ اخلاق تراپس های دنیای سیاست و اقتصاد و فرهنگ متولد می شود. نمایش پنچری به نقد دنیای معاصر می پردازد.

نازیلا ایران زاد بار دیگر جسورانه با نمایشی که روی صحنه برد به نقد جهان حاضر و مرگ اخلاق پرداخته است، ایرانزاد به مصداق آنچه مانوئل کاسترز در عصر ارتباطات به نگارش درآورده گویا مشکلات امروز جهان در حلقه مفقوده ای به نام اخلاق جستجو میکند، او در تمام نمایش هایی که تاکنون روی صحنه برده(نمایش های دیده شده توسط نگارنده) به موضوع واحد اخلاق در جغرافیایی متفاوت می نگرد، این نگاه کارگردان و تاکید او بر این موضوع او را به کارگردانی دغدغه مند تبدیل می کند و هنر برای هنر را به تئاتر هنری مردمی تبدیل میکند. هنر ایرانزاد در انتخاب و اجرای نمایشنامه هایی که موضوعات انسانی و اجتماعی را مورد نقد قرار میدهد او را از جغرافیای کوچک استانی، قومی و بومی جدا کرده و اندیشه ای جهان وطنی این کارگردان جوان می بخشد.
او از تبار هنرمندان دوران روشنگری است، ایرانزاد توانسته به مصداق مقاله روشنگری امانوئل کانت فهم خویش را به کار بگیرد، او دنبال طرح سوال و دعوت به تفکر است، نمایشنامه ای که این جوان تئاتر تبریز روی صحنه می برد نقد تنها و نق زدن از دنیای معاصر و مدرن نیست، آنچه از او دیدیم واکاوی موضوعات انسانی است که هر انسان دغدغه مندی را به فکر فرو میبرد. او به واقع تئاتر را اجتماعی می داند و هنر را بدون مرز و اینجاست که گیشه نمایش او پررونق نمی شود، دانستن و تشویق به دانستن محبوبیت نمی آورد.
کارگردان جوان تبریز گرچه بدون گیشه کار می کند و یادم نمی رود آن تصویر از نمایش قبلش یعنی در مه بخوان که تنها با سه بیننده روی صحنه رفت ولی برای دیدن نمایش هایی سراسر لودگی در این شهر سر ها شکسته می شود، ایران زاد جهان وطنی می اندیشد و گیشه خالی، پاداش این سرزمین برای اوست، گرچه برخی معتقدند سیاست اگر وارد هنر شود آن را به مسلخ می کشد اما دنیای مدرن ثابت کرده است مهم ترین سخنان را باید در قالب هنر زیبا به مردم یادآوری کرد، نسل ایرانزادها و دغدغه مندان باید بیشتر شود.
ایران زاد به مصداق نامش فرزند ایران است نه فرزند یک قوم، دغدغه هایش ملی است و جهانی، او مصداق یک هنرمند مبارز است، ایستاده همچو شمع، از آرمان هایش برای گیشه و جذب اسپانسر کوتاه نمی آید، نقد مضحک و کوتاه مدت از این مدیر و آن مسئول نمی کند، او تئاتری دردمندی است که برای جامعه و آینده نگران است، او تا امروز مداح نبوده و امیدوارم نشود و هنر و دغدغه های انسانی اش را زیر گیوتین گیشه نبرد، امروز برای من دانش آموز علوم انسانی ایرانزاد تنها نماینده از تبار عصر روشنگری است. پنچری نه ارزش یکبار دیدن که ارزش بارها دیدن را دارد.
نمایش پنچری با تلاش، محمد رمضانی، اکبر شریعت، جواد خوشوقتی، فلورا تیام، پانته آ پناهی فرد، حسین سلطان پور، یاسین عباسعلی نژاد، افشین مجربی، مهسا جمالی، امیر صادقی، سامان ارمی، وحید شیرزاد و با بازی محمد اخی، دارا علی آبادی، رحیم عباس زاده، مهدی سمساری و علی عباس پور تا ۴ دی ماه در تئاتر شهر تبریز هر روز روی صحنه می رود.
به صورت ویژه از همه دوستانم که دانشجوی رشته های علوم اجتماعی، سیاسی و حقوق هستند دعوت میکنم این نمایش را ببینند و از منظر حقوق، جامعه شناسی و سیاست نقد کنند، این تنها راه ما برای حفظ هنر تئاتر از دست ساده اندیشان است.

مجید پالوایه / روزنامه نگار

 

عکس‌ها از آیدین تبریزی