نگاهی به فیلم‌های چهارمین روز جشنواره استانی فیلم فجر، به قلم علی رضاوند

 

روز چهارم جشنواره فجر روز شلوغ تری بود مخصوصا سانس آخر که همراه با استقبال خوبی بود و گوشا استقبال از سانس های آخر به علت تعطیلی مراکز کاری و فراغت بیشتر بهتر است.

 

موتور سواری روی ریل تکرار ! ( محمد حمزه ای )

آذر فیلم خوش ساختی بود و وجود نیکی کریمی ، هومن سیدی و مخصوصا حمیدرضا آذرنگ و جوانی که این روزها نیکی کریمی خیلی از او حمایت میکند یعنی هستی مهدوی ذاتا جذاب بود اما داستان به شدت اذیتم کرد . یک داستان تکراری در تلاش و تکاپو برای فرار از این جریان . اگر داستان این فیلم کمی متفاوت تر بود به نظرم کیفیت فیلم چندین برابر میشد . علاوه بر این ها بازی مادرها و پدر را در فیلم نپسندیدم و بسیار از لحظات آن چیزی نبود که میشد انتظارش را داشت . آذر تکراری نبود اما این تکراری نبودن به حدی عمدی و کوششی بود که میشد فهمید نویسنده عمدا مثل همه فکر کرده و بعد آن را عوض کرده که مثل همه فکر نکند . اما در کل این فیلم کارگردانی بدی نداشت و نسبت به تمام فیلم هایی که دیدم نوع ساخت و تصویر برداریش قابل قبول تر بود .وقتی داشتم فیلم را میدیدم افسوس این را میخوردم که چرا از ظرفیت های خود استفاده نمی کنیم و عجله داریم . این جنس بازی نیکی کریمی با حمیدرضا آذرنگ یک زوج دلخواه بود به نظرم که هر دو توانایی نشان دادن آنچه کارگردان میخواست داشتند اما خوب نشده بود که بشود و شتاب زدگی یا نمیدانم تاثیر پذیری باعث شده بود که فیلم خوش بینانه یک فیلم متوسط رو به بالا باشد . رنگ و جنس کارگردانی هم سبک نبود اما شاید اگر حمزه ای فیلم اولی است بشود اغماز کرد . کاش میشد داستان را بیشتر باز کرد تا بیشتر به جزییات پرداخت ولی خوب در جشنواره نیمشود زیاد جزیی پرداخت کرد . در کل اینکه شاید این فیلم من را به تحسین وا نداشت اما فیلمی نبود که از دیدنش پشیمان شوم و حداقل ارزش دیدن داشت .

دریاچه خون به رنگ عرفان ! ( مریم دوستی )

فیلم های دفاع مقدس بسیار حساس هستند چون ذره بین روی آن ها بسیار بزرگ تر از بقیه ذره بین هاست در میان مخاطبان و بسیار کوچک تر میان مسئولان . فیلم ” دریاچه ماهی ” شاید اقتباسی از یک داستان واقعی باشد و یا حتی پرداختی متافیزیکی به ارتباط روحی میان رزمندگان شهید شده و کسانی که دلشان پیش آن رزمندگان بود ولی پرداخت و بازی ها جز نقش اول آن قدر برایم جذاب نبود. به چند دلیل فیلم را نیمه کاره تمام کردم و از سالن بیرون آمدم . با اینکه به شخصه همواره در خلوت خود فکر میکردم چقدر کم کار شده در مورد جبهه و جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ، و چقدر کارهای خوب کم بوده اند . وقتی هالیوود از جنگ مفتضحانه ویتنام هزاران فیلم می سازد ، ایران از بستری که غرق اتفاقات بوده کمتر فیلم تاثیر گزاری داشته جز انگشت شمار . نظر دیگری که دارم این است که بهتر است بستر زمانی ساخت فیلم و قشر مخاطب هدف هم مد نظر کارگردان در ساخت فیلم باشد . جنبه دینی و عرفانی جبهه باعث شده هر کسی جرعت این ریسک را نداشته باشد زیرا در همان مراحل ابتدایی یک سری بازخورد های منفی و قضاوت ها را خواهد دید حال کمتر جوانانی مثل مهدویان بوده اند که از این تنش ها تن سالم به در ببرند و کار را فدا نکنند.

 

علی رضاوند