کادربندی در عکاسی – یادداشت اول

مقدمه ای بر کادربندی در عکاسی را اینجا بخوانید

کادربندی در عکاسی – یادداشت اول

قسمت اول

کادربندی در عکاسی – در یادداشت قبلی مقدمه ای کلی در مورد کادربندی و قانون یک سوم را بحث کردیم، اینکه به جای قرار دادن سوژه درست در وسط کادر آنرا در نقاط طلایی یا اطراف آن قرار دهیم تا نظر بیننده را به خود جلب کند. در این یادداشت در مورد نقش خطوط راهنما در کادربندی بحث خواهیم کرد و انواع خطوط را به بحث خواهیم گذاشت. ولی ابتدا باید در مورد نقاط حرف بزنیم.

نکته ای در مورد نقطه
قبل از بحث در مورد خطوط اول بهتر است در مورد نقطه حرف بزنیم. در بحث قبلی هم از عبارت نقاط طلایی استفاده کرده بودیم، ولی نگفتیم نقطه در یک عکس دقیقا چیست!
نقطه ها ساده ترین عناصر در کادربندی هستند که ممکن است محیط یا نقطه ای باشند که سوژه یا اِلمانی در آنجا وجود دارد! به زبان ساده تر مثلا در عکس یک درخت در بالای یک کوه که از فاصله دور گرفته شده باشد، درخت در این شرایط یک نقطه در کادر است. یا در عکس پایین ماه یک نقطه در عکس است.

اگر سوژه قسمت بزرگی از عکس را اشغال کرده باشد دارای نقاطی خواهد بود که چشم را به سمت خود می کشند. ساده ترین مثال یک پرتره نمای نزدیک است که چشمها مهمترین نقاط در آن هستند.
در عکس زیر گاو نقطه ی بزرگی در عکس است که میتوان گفت کله اش نقطه ای مهم در آن است، گله ای که در دوردست وجود دارد نیز خود می تواند یک نقطه محسوب شود!


نحوه قرار دادن نقاط در کادربندی بسیار حائز اهمیت است، چرا که توزیع نادرست المانها توازن کادر را بهم می ریزد! توازن در کادربندی را در بحثهای آینده توضیح خواهیم داد.

قسمت دوم :

خط چیست؟
بزبان ریاضی خط از بیشمار نقاط تشکیل شده است که نقطه ای را به نقطه ی دیگر وصل می‌کند! البته این تعریف پاره خط است ولی در کادربندی نیز خط همین است که خواندید، با این تفاوت که اغلب چشم بیننده را از نقطه ای به نقطه دیگر هدایت می کند و لازم به ذکر است که حتما منظور از خط، خط راست نیست! ممکن است خط موجود در عکس یک خط خمیده باشد و انحنا داشته باشد یا اصلا به صورت واضح قابل مشاهده نباشد!

برای به دست آوردن درک درستی از خطوط در عکاسی، عکس زیر را نگاه کنید. خطوطی که از رد عبور هواپیماها جا مانده و خطوطی که قسمتهای مختلفی از جرثقیل را تشکیل داده اند چشم را از قسمتی از کادر به جای دیگر آن می برند. گاها خطوط کادر را به دو قسمت نیز جدا می کنند، مانند خط افق که در یادداشت قبلی توضیح دادیم.


مثال دیگر عکس زیر است که در سمت راست نرده ها مجموعه ای از خطوط عمودی و سیم درون نرده ها و خط قسمت پایین نرده ها که از نزدیک به دور، یا همان از پیش زمینه عکس تا پس زمینه، چشمان ما را هدایت می کند.


اگر بخواهیم از نظر نوع قرار گیری این خطوط را دسته بندی کنیم، خطوط صاف می توانند افقی، عمودی یا کج باشند که هر کدام بسته به نوع استفاده حس خاصی را به بیننده القا می کنند. مثلا خطوط افقی می توانند حس راحتی را القا کنند! شخصی که روی چمنزاری در میان درختان دراز کشیده واضحترین مثال برای همین حس است. از طرفی همین درختان خطوط عمودی ای را ترسیم میکنند که حس ایستایی و قدرت را به بیننده القا می کنند. خطوط کج یا قطری نیز معمولا حس هیجان و پویایی را در عکس به نمایش می گذارند. البته مواردی که نام بردیم تنها مثالی هستند برای درک بهتر موضوع و لزوما در هر شرایطی صادق نیستند.

خطوط خمیده و انحنا دار، بخصوص خطوط Sشکل، نیز موجب جذابیت عکس می شوند. مانند جاده ای پر پیچ و خم در یک کوهستان! یا جاده ای که در تصویر زیر مشاهده می کنید. خطوط جاده چشمان ما را به سمت عمق کادر هدایت می کند.

قسمت سوم :

خطوطی که دیده نمی شوند!
گاهی اوقات یک خط به جای اینکه به صورت کاملا واضح در عکس دیده شود، بصورت ضمنی و نهفته به طریقی موجب هدایت چشم بیننده می شود! چگونه؟ حقیقتش این است که راههای خیلی زیادی برای این کار وجود دارد که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم.
یکی از این راه ها امتداد نگاه یک سوژه در عکس است! وقتی پرتره ای از یک انسان یا حیوان میگیریم که به سمتی خیره شده ناخودآگاه ما نیز نگاه او را دنبال می کنیم!! پس یعنی همان امتداد نگاه کارِ خط راهنما را برای ما انجام می دهد.

مثال دیگر وجود چند عنصر متوالی در عکس است. مثلا عکس زیر را نگاه کنید، چشمِ بیننده از شخصی که در نزدیک کادر است به شخص وسطی و از آنجا به گروه طبیعت نوردان میرسد! البته وجود مسیر نیز در هدایتِ نگاه موثر است. همچنین تعدادی تیر چراغ برق که در دوردست چشمان بیننده را از طرفی به طرف دیگر عکس هدایت می کنند. این توالی را ریتم نیز می گوییم! در مورد ریتم بیشتر صحبت خواهیم کرد، ولی همانطور که می بینید از ریتم نیز میتوان برای هدایت نگاه بیننده استفاده کرد. در عکس قبلی نیز نرده ها با ریتمی که داشتند نگاه بیننده را از نزدیک عکس به عمق آن هدایت می کردند. به طور کلی ریتم باعث جذابتر شدن کادر می‌شود!


مثالهای دیگر برای خطوط ضمنی می توانند جهت حرکت یک خودرو، توالی درختان در کنار جاده، وجود المانهای فلش مانند در عکس را میتوان نام برد.

یادداشت از سعید عادلی

بولتن فرهنگی هنری تبریز

بولتن در تلگرام :

https://t.me/joinchat/AAAAADvkifxU2imFEJ2IcQ

بولتن در اینستاگرام :
https://www.instagram.com/ebultan