گروه دف نوازان سماع

گروه دف نوازان سماع

گفتگو با یونس تارپود ، سرپرست گروه دف نوازان سماع

مجید پالوایه/ وقتی برای مصاحبه وارد آموزشگاهش شدیم همراه گروه در حال تمرین برای کنسرت روز بعد بود، هر چند حاشیه های این کنسرت برای دف نوازان سماع بیشتر از متن بود و می شد ساعت ها درباره این اتفاقات صحبت کرد اما یونس تار و پود خواست گفتگویمان کوتاه باشد. او در حین مصاحبه عصبانی بود، عصبانیتی که منطقی هم به نظر می رسد، او می گوید: چند روز مانده به کنسرت می گویند بانوان گروه حق همراهی شان را ندارند. سه روز به کنسرت مانده مجوز بلیط فروشی اش را می دهند تا ضرر روحی با ضرر مالی همراه شود.

یونس تارپود از سال ۹۰ گروه دف نوازان سماع را در شهر تبریز راه اندازی کرد، گروهی که از همان ابتدا به دلیل تعداد نوازندگانش در منطقه معروف شد، گروهی ۶۸ نفره. سال ۹۰ اولین کنسرتشان را با همراهی حوزه هنری روی صحنه می برد، حضور بانوان در آن سال ها، آن هم در شهری مانند تبریز پر سر و صدا شد. همین جنجال ها باعث شد تا سال ۹۱ بدون بانوان روی صحنه بروند، از سال ۹۲ تا ۹۴ در تمام اجراها بانوان گروه بدون مشکل حق همراهی با گروه را در کنسرت ها داشتند، اما کنسرت سال ۹۵ برایشان داستان دیگری داشت. ابتدا مجوز همراهی بانوان صادر شد ولی چند روز مانده به اجرا، همان مجوز باطل شد.

دف نوازان سماع به اذعان کارشناسان موسیقی در این سال ها سیر صعودی داشته است، هرچند تار و پود می گوید اگر برخوردها همین طور ادامه پیدا کند موسیقی آذربایجان رو به نابودی خواهد گذاشت.

 

برخی از کارشناسان می گویند گروه دف نوازان سماع در این سال ها روند رو به رشد داشته است؛ شما دلیل این اتفاق را در چه مسائلی می دانید؟

ما سعی کردیم در این سال ها اصالت و معنویت گروه را که در کارها از ابتدا وجود داشته حفظ کنیم، در کنار این کار تلاش کردیم شاکله اصلی گروه را حفظ کنیم ولی به هر حال تغییرات اجتناب ناپذیر بوده و سالانه حدود ۱۵ نفر از نوازندگان ما از گروه رفته و افراد دیگری جایگزین آنها شدند، با همدلی در این سال ها تلاش کردیم کیفیت کار را از نظر تکنیکی بالا ببریم سیر استاندارد و ریتمیک گروه را بدون توجه به مسائل حاشیه ای بالا ببریم.

گفته می شود در شمالغرب کشور گروه شما پرتعداد ترین گروه موسیقی در حال فعالیت است، این موضوع را تایید می کنید؟

البته تعداد نفرات در گروه خیلی مهم نیست ولی به هر حال در این نوع موسیقی می توان گفت در منطقه دف نوازان سماع هم پرتعداد و هم با کیفیت ترین گروه موجود است.

معمولا گفته می شود که مردم ایران و مخصوصا منطقه ما در کار تیمی ضعیف هستند و شما و کارشناسان می گویید در این سال ها پیشرفت داشتید

باید این نکته را تکرار کنم که در این سال ها اعضای گروه همیشه ثابت نبوده اند و سالانه ۱۰ تا ۱۵ نفر از اعضای گروه تغییر کرده اند ولی تلاش ما این بوده که در گروه همیشه همدلی وجود داشته باشد و همدلی که بین نوازندگان دف و سازهای زهی ایجاد شده اصلی ترین عامل رشد کیفی گروه بوده است.

به نظر می رسد که اولویت گروه با دف نوازان بوده و بر اساس نظر کارشناسان حوزه موسیقی هماهنگی دف نوازان بسیار سخت است، چطور به هماهنگی رسیدید؟

دف نوازان معمولا با هم نمی توانند هماهنگ شوند ولی ما ثابت کردیم و نشان داده ایم که توانستیم نزدیک ۶۰ دف را با هم هماهنگ کنیم، اینکه دف نوازان هم زمان می ایستند، هم زمان می نوازند کار سختی است؛ دف نوازی در گروه سماع تنها با یک ریتم جریان ندارد، همیشه تلاش کردیم  کارمان با استاندارد های موسیقی هماهنگ باشد.

آیا دف نوازان سماع امروز به جایی رسیده است که بتواند با گروه های دیگر همکاری کند و در جشنواره ها و برنامه های بین المللی حضور داشته باشد؟

ما با دف نوازان سماع حرف برای گفتن زیاد داریم، اما طبق برنامه ای که داریم تلاش می کنیم ابتدا ایده ها و تکنیک هایی که در ذهن داریم را اجرا کنیم سپس دنبال اجرای برنامه با خواننده های مهمان یا حضور در شهرهای مختلف برای اجرای برنامه هستیم، سعی داریم ابتدا در منطقه خودمان به همدلی برسیم سپس به افق های جدید فکر کنیم.

اگر فضای سیاسی را در معنویت گروه دخالت ندهند و فضا به ما بدهند فکر می کنم در پایان سال آینده بتوانیم در شهر های مختلف کشور برنامه اجرا کنیم و هم از نوازندگان و خوانندگان مطرح کشور برای همکاری در گروه دعوت کنیم.

شما از حمایت صحبت کردید، دف از معدود سازهایی است که در رسانه ملی حق پخش دارد آیا  رسانه استانی از شما برای همکاری دعوت کرده است؟

متاسفانه تا کنون نه تنها دعوت نشده است بلکه اصلا اطلاعی هم از ما ندارند؛ ای کاش در تبریز یک نفر مسئول با ذکاوت چه در صدا و سیما و چه ارشاد وجود داشت که می توانست از موسیقی ما استفاده کند حتی سیاسی؛  شاید بپرسید چطور؛ پاسخ مشخص است مثلا اگر تصفنیف وجه ذوالجلال الله، لاالله الا الله ما را بشنوند و از آن یک کلیپ کوتاه بسازند و در رسانه های بین المللی پخش کنند می توانند اعلام کنند که در آذربایجان چنین موسیقی ای وجود دارد. به نظر می رسد حداقل در منطقه این نوع موسیقی مذهبی و عرفانی طرفدار زیادی دارد  ولی متاسفانه هیچ کس پا پیش نمی گذارد از ما استفاده کند در صورتیکه ما می توانیم به آنها کمک کنیم.

دلیل این پا پیش نگذاشتن را در چه چیز می بینید؟

متاسفانه همه به محدوده خودشان فکر میکنند و نمی خواهد ملی فکر کند، هیچ کس به فکر این موسیقی نیست، حفظ ریاست مهم تر از حفظ آرمان شده است، در حالی که اگر آرمان ها حفظ شود ریاست هم حفظ خواهد شد.

 

یونس تارپود

یونس تارپود

 

می خواهیم وارد موضوع اصل گفتگوشویم. ابتدا اگر موسیقی اجرای توسط بانوان و آقایان در تبریز را با هم مقایسه کنید چه نتیجه ای حاصل می شود؟

متاسفانه شرایط اقتصادی به گونه ای شده که آقایان معمولا  دنبال کار جانبی هستند و برای این تمرینی که می کنند دغدغه مرخصی دارند ولی خانم ها درگیر مسئله کار نیستند، برای همین اگر به آنها زمان و فضا داده شود، البته در چهارچوب قانون و رعایت شئونات اسلامی و در نظر داشتن تمام مسائل قانونی می توانند هنرنمایی های بزرگی انجام دهند. من فکر می کنم  بانوان بهتر از آقایان می توانند کار کنند.

در خصوص اتفاقاتی که برای این کنسرت رخ داد توضیح می دهید؟

ابتدا باید اشاره ای به تاریخ کارهای گروه بکنیم، اولین اجرای ما در روز دختر در سال ۹۰ با همکاری حوزه هنری انجام شد که با گروه  ۶۸ نفری روی سن رفتیم، در سال ۹۱ با حضور بانوان مخالفت شد و به همین دلیل گروه  ۲۳ نفری ما روی صحنه رفت.  در در نیمه اول سال ۹۲ دوباره با حضور بانوان موافقت شد و با همکاری حوزه هنری روی سن رفتیم، در نیمه دوم همان سال با همان گروه برای نیروهای امنیتی شهر تبریز برنامه اجرا کردیم و همه اجرای ما را با همراهی بانوان گروه دیدند و همین باعث شد که بتوانیم مجوز برگزاری کنسرت در بزرگترین سالن شهر را بگیریم.  در سال ۹۳ اجراهای مختلف داشتیم و با تعداد مختلف در شهرهای منطقه اجرای برنامه کردیم. آخرین کنسرتی که قرار است برگزار کنیم همین کنسرت است که متاسفانه در اردیبهشت ماه با آن موافقت شد ولی ۲۰ روز مانده به اجرای کنسرت اعلام شد مجوز ما ابطال شده است و مجوز قبلی تنها موافقت مشروط بوده است. ما پیگیری کردیم و دوباره با آن موافقت شد ولی یک هفته مانده به اجرا اعلام شد که بانوان گروه نمی توانند با ما همراهی کنند، تلاش ها و پیگیری های ما به جایی نرسید و در این شرایط تصمیم گرفتیم کنسرت را برگزار کنیم و نتیجه همین شد که  سه روز مانده به اجرا با بلیط فروشی موافقت کردند و نتیجه بلیط فروشی هم خیلی موفق نبوده است.

اداره ارشاد در این مورد از شما حمایت نکرد؟

هیچ وقت از ما حمایت نشده است، در سال ۹۲ و ۹۳ به  این استناد که صدای گروه زیاد است، سالن تمرین را از ما گرفتند  و همین باعث شد از طریق NGO به فکر تاسیس خانه دف بیفتیم و با مکافات فراوان این مجموعه را تاسیس کردیم.

ارشاد قبل از عید از ما پرونده گرفته، در اردیبهشت ماه مجوز داده و بعد چند روز مانده به کنسرت به ما می گویند مجوز ندارید، در این حالت  هیچ اقدامی از طرف ارشاد صورت نمی گیرد و تحرکی برای دفاع از ما دیده نمی شود که این افراد تمرین کرده اند، سرپرست این گروه باید دستمزد نوازندگانش را بدهد، از کجا باید این هزینه تامین شود. ارشاد یک نامه به ما داده است که بروید رضایت اماکن را جلب کنید.

قانون جدید در مورد  شما اجرا نشد؟

به ما گفتند بانوان نباشند، هیچ دست نوشته ای به ما ندادند، به نظر می رسد این مباحث بیشتر سلیقه ای است، به هر حال ما از قانون جدید به دلیل زمان گرفتن مجوز نتوانستیم استفاده کنیم و درک قانون به نفع ما نشد.

ولی به هر حال ارشاد می توانست ورود کند

می توانستند ولی خودشان را درگیر نکردند، تنها کسی که این وسط متضرر می شود سرپرست و اعضای گروه است، خانواده های بانوان نوازنده اگر امروز از من شکایت کنند حق دارند چون من گفته بودم در اجرا هستند و برایش دستمزد تعیین کرده بودم، الان مشخص نیست از کجا باید دستمزد این افراد را تامین کنم، اصلا این دستمزد به کنار، این ضربه روحی که به گروه وارد می شود را چه کسی می خواهد جبران کند؟ نوازندگان ما در شرایط عالی هستند ولی از نظر روحی ۵۰ در صد هم نیستند.

با این شرایط آینده گروهتان و این شهر را چگونه می بینید؟

موسیقی این شهر در صورت ادامه این روند متاسفانه رو به نابودی خواهد بود، بعد از ماه رمضان اولین کنسرت شهر ما هستیم ولی می بینید در چه شرایطی این برنامه را اجرا خواهیم کرد.

امیدوار به تغییر هستید؟

بله؛ حتما تغییر خواهد بود، در خصوص مسئله ما هم خود فرماندهی انتظامی به من قول داده است که همکاری شود و یک ماه آینده دوباره با حضور بانوان اجرا داشته باشیم. من هم به بانوان گروه قول داده ام  که آنها را به صحنه برمی گردانم، البته در کنسرت حاضر هم بحث من مالی نیست، برای من مسئله آرمان و عدالت است.

بارها گفتیم مطیع دستورات هستیم و خارج از آن کار نخواهیم کرد ولی بعضا  مشخص نیست با دستور چه کسی باید کار کنیم، من امیدوارم مسئولین جایگاه موسیقی معنوی، مذهبی که ما هستیم را بشناسند، ولی نمی شناسند.

 

[skomfare2_modal_popup id=”5835″]