دسته: نقد و تحلیل

جشنواره‌ی فجر در تبریز از دید تنگ‌نظران، به قلم یک گشادنظر !

جشنواره‌ی فجر که به لطف مسئولان در تبریز به صورت دوسالانه برگزار می‌شود(خودتان قضاوت کنید: “جشنواره‌ی دوسالانه‌ی فجر” باکلاس‌تر نیست؟!) امسال نیز با عظمت هر چه تمام‌تر برگزار شد. این عظمت هر چند به چشم بسیاری از تنگ‌نظران نیامد(اساسا به این‌خاطر که نظرشان تنگ بود!) ولی عده‌ی معدودی(که گشادنظر بودند) به خوبی عظمت آن را لمس کردند.

ادامه مطلب

نگاهی به نمایش پنچری به قلم حامد قوی‌فکر

تراپس، تاجری شیک و به ظاهر موفق شب هنگام در جاده‌ای در پی تجارتش میرود که گرفتار ” پنچری” میشود و ناگزیر مهمان خانه‌ای وهم‌انگیز. خانه‌ای با چهار ساکن بازنشسته که هر یک روزگاری سرآمد شغل خودشان بودند…
ساکنین به جای هزینه اقامت، تراپس را دعوت می کنند به شرکت در بازی بنام ” عدالت ” که برای سرگرمی خودشان طراحی کرده‌اند.

ادامه مطلب

نگاهی به نمایش دوبارگی ، در لحظه‌لحظه‌ی این نمایش، یک مرد مُرده فریاد می‌کشد!

«و الان من از شما می‎پرسم. من می‎گم کسی که می‎خواد خودشو نابود کنه، ورمیداره تئاتر کار کنه؟ اونم شاه لیرو؟»
این سوالی‌ست که در انتهای اولین صحنه‌ی نمایش دوبارگی ، دختر(سنا پورسعیدی) از ما می‌پرسد. در آخرین صحنه از نمایش دوبارگی نیز همین سوال را زن(ساناز نظری) دوباره می‌پرسد. کل نمایش « دوبارگی » در میانه‌ی این سوال می‌گذرد. بعد از اولین سوال، نمایش بیش از آن‌که تلاشی برای جواب باشد، بستری را برای مخاطب فراهم می‌کند تا با دغدغه‌ها و زندگی نویسنده/کارگردانی (جمال ساقی‌نژاد) آشنا شود که خودش را نابود کرده است. تکرار همان سوال در آخرین صحنه، خطاب به مایی که حالا حداقل با بخشی از زندگی شخصیت نویسنده کارگردان آشنا شده‌ایم، چالش‌برانگیز است. این سوالی‌ست که وقتی سالن نمایش را ترک می‌کنیم همراه ماست: «کسی که می‎خواد خودشو نابود کنه، ورمیداره تئاتر کار کنه؟ اونم شاه لیرو؟»

ادامه مطلب

نگاهی به نمایش دوبارگی ، به قلم علی رضاوند

“مجسم کن یک اقیانوس غلیظ یاس و نا امیدی و بی حوصلگی ، تو را با یک هواپیما می آورند بالای این اقیانوس هی خسته می شوی داد می زنی می بینی هواپیمایی که از تو دور می شود اما مصمی مصممی که نگذاری این اقیانوس تو را را ببلعد . او آنقدر قوی است که با کوسه و نهنگ هایی که به شدت آشنایند مبارزه کند .دو چیز عجیب آزارش می داد یک آن هواپیما که دور می شد دو کوسه و نهنگ هایی که می گفت عجیب شبیه آدم های دور و برش هستند . کل ماجرا همین است ، کسی که از زندگی خسته شده بر می دارد تئاتر کار کند ؟!”

ادامه مطلب

نگاهی به نمایش زیرزمین به کارگردانی نازیلا ایران‌زاد بنام، به قلم ائلیار نبیی

می‌توان گفت این نمایش نقدی به از خودبیگانگی می‌زند. افرادی بیرونی در زندگی این دو فرد ( ماندگار و صفورا ) وجود دارند که آن‌ها را عروسک خیمه شب بازی خودشان کرده‌اند. این افراد سرهنگ، مردی که با تلفن صحبت می کند و اسماعیل آقا هستند که باعث می شوند زندگی این دو نفر درگیر اتفاقات ناخواسته‌ای شود.
علاوه بر این موارد، دید نمادگرایانه هم در نمایش بسیار است. از شمع در حال سوختن و برق رفتگی تا خود زیر زمین. مخصوصا که در ابتدای نمایش که ماندگار بین خاموش کردن یا روشن نگه داشتن شمع مردد است. خاموش کردن شمع، تاریکی و سیاهی را به دنبال دارد و روشن نگه داشتنش باعث ذوب شدن و از بین رفتن خود شمع می شود. شاید پربیراه نباشد که بگوییم این شمع استعاره‌ای از شهلا، معشوق ماندگار باشد.

ادامه مطلب

یادداشتی برای فیلم فروشنده اصغر فرهادی ، به قلم حامد قوی فکر

فرهادی مانند شطرنج بازی‌ست که کاملاً بر صفحه اشراف دارد. با مخاطب بازی می‌کند و حرکت‌ها را هوشمندانه برای استفاده‌ های بعدی انجام می دهد. حرکت هایی گمراه کننده‌ برای فریب بیننده که او را در نهایت، مات می کند.

ادامه مطلب
Loading

بولتن را دنبال کنید !

Smiley face    Smiley face    Smiley face

آخرین مطالب سایت

اطلاعیه

اگر رویدادی وجود دارد که می‌خواهید بقیه هم از آن با خبر شوند، اطلاعات رویداد را (عکس و توضیحات مناسب)
به ایمیل info[at]ebultan.com ارسال نمایید تا به صورت رایگان و با نام خودتان در بولتن درج گردد.