نگاهی به نمایش دوبارگی ، در لحظه‌لحظه‌ی این نمایش، یک مرد مُرده فریاد می‌کشد!

«و الان من از شما می‎پرسم. من می‎گم کسی که می‎خواد خودشو نابود کنه، ورمیداره تئاتر کار کنه؟ اونم شاه لیرو؟»
این سوالی‌ست که در انتهای اولین صحنه‌ی نمایش دوبارگی ، دختر(سنا پورسعیدی) از ما می‌پرسد. در آخرین صحنه از نمایش دوبارگی نیز همین سوال را زن(ساناز نظری) دوباره می‌پرسد. کل نمایش « دوبارگی » در میانه‌ی این سوال می‌گذرد. بعد از اولین سوال، نمایش بیش از آن‌که تلاشی برای جواب باشد، بستری را برای مخاطب فراهم می‌کند تا با دغدغه‌ها و زندگی نویسنده/کارگردانی (جمال ساقی‌نژاد) آشنا شود که خودش را نابود کرده است. تکرار همان سوال در آخرین صحنه، خطاب به مایی که حالا حداقل با بخشی از زندگی شخصیت نویسنده کارگردان آشنا شده‌ایم، چالش‌برانگیز است. این سوالی‌ست که وقتی سالن نمایش را ترک می‌کنیم همراه ماست: «کسی که می‎خواد خودشو نابود کنه، ورمیداره تئاتر کار کنه؟ اونم شاه لیرو؟»

ادامه مطلب