اطلاعیه

اگر رویدادی وجود دارد که می‌خواهید بقیه هم از آن با خبر شوند، اطلاعات رویداد را (عکس و توضیحات مناسب)
به ایمیل info[at]ebultan.com ارسال نمایید تا به صورت رایگان و با نام خودتان در بولتن درج گردد.

یادداشت

یادداشتی بر فیلم به وقت شام به قلم آراز مطلب زاده

یادداشتی بر فیلم به وقت شام به قلم آراز مطلب زاده

“سینمای حاتمی کیا ، بحران سوریه ، به وقت شام و  یک پرسش “

ابراهیم حاتمی کیا مهم است. به دو دلیل.
دلیل اول:او تنها فیلمسازِ موئلف دانش آموخته ی نظام  جمهوری اسلامی است .  حاتمی کیا اولین و در کل موفق ترین فیلمسازی است که عموما به بحران هایی می پردازد که قهرمانان جنگ را دچار تناقض درونی میکنند. قهرمان های او مردانی ارزشمدار، مذهبی، تودار و آرمان گرا هستند که در عصری به واسطه ی دفاع از وطن وارزش های غالب ، مورد تکریم جامعه قرار می گرفتند ولی با گذر زمان و به واسطه ی تغییر نسل و تغییر ارزش ها به حاشیه رانده می شوند، قهرمان هایی که به واسطه برخی ماجراها و یا موقعیت ها ناباورانه بغض شان می شکند و خشم سرکوب شده شان سر ریز می کند و این دقیقا همان  بنیان دراماتیکی است که درخشان ترین آثار حاتمی کیا( به جز به رنگ ارغوان) بر اساس آن ساخته می شوند.
حاتمی کیا به واسطه ی شناخت درست از مقوله قصه گویی  و استفاده از  روایتی استعاره آمیزِ،همراه با نوعی شاعرانگی،  توانسته است بخش قابل توجهی از اقشار فکری مذهبی و عرفی را جذب سینمای خود کند. سینمایی  که روایت گر ارزش های حاصل از تجربه ی زیسته قشری از مردمان این سرزمین در یک دوره تاریخی است .
دلیل دوم: پذیرش حاتمی کیا از جانب حاکمیت علت دیگر اهمیت اوست . حاتمی کیا به واسطه احساس تعلق به انقلاب و حاکیمت، تجربه زیسته ی خاص خود و تاثیرپذیری ازمرتضی آوینی همواره مقبول حاکمیت بوده است.این اعتماد از جانب حاکمیت به طبع ،مصونیتی را هم برای وی به همراه دارد.
مصونیتی که این امکان را برای او فراهم می کند تا  در مواقعی تیغ نقدش را به سمت حاکمیت هم دراز بکند .
به طور مثال عصیان  شخصیت حاج کاظم در” آژانس شیشه ای” علیه مناسباتی است که حاکمیت هم در پدید آمدن آن نقش داشته است.
در فیلم “به نام پدر”هم حاتمی کیا تلویحا این پرسش را از حاکمیت می پرسد که چرا و اساسا تا چه زمانی باید نسل جدید تاوان آرمانگرایی نسل گذشته را بدهد و یا در فیلم” به رنگ ارغوان “با طرح دوگانه عشق-وظیفه،  مامور اطلاعات حاکمیت را در تقابل با منافع حاکمیت قرار داده و یکی از ماندگار ترین درام های تاریخ سینمای ایران را خلق می کند .
دوم :
ذات میل به بقا و توسعه ایجاب میکند هر حکومتی در سیاست خارجی خود به دنبال حفظ منافع خود باشد.شروع جریان بهار عربی در سال دوهزارو یازده  و نفود آن به  سوریه و سرکوب خیزش های مردمی منجر به آغاز  فعالیت های مسلحانه گروه های مخالف حکومت بشاراسد  و همچنین آغاز فعالیت های تروریستی داعش در سال دوهزارو چهارده شد.
تصمیم جمهوری اسلامی به عنوان یکی از کشور های منطقه ، حضور فعال دراین  منازعه و حفظ حکومت بشار اسد بود. جمهوری اسلامی علت حضورش در منطقه و علی الخصوص در سوریه را که ابتدا صرفا یک حضورمستشاری اعلام می شد،با توجه به مخاطب های متفاوت  در جامعه ، به دو صورت توضیح می داد. دفاع از حریم ائمه اطهار جهت اقناع قشر مذهبی و دفاع از تمامیت ارضی،جلوگیری از نفوذ داعش به ایران وبرقراری امنیت جهت اقناع قشرغیرمذهبی.
این دو پاسخ بخشی از جامعه را قانع می کرد اما بخش قابل توجهی از جامعه با گذشت قریب به پنج سال هنوز پاسخ قانع کننده ای ازجانب حاکمیت در این مورد دریافت نکرده و مخالف حضور نظامی جمهوری اسلامی و صرف مبالغ کلان جهت این حضوراست. یقینا حاکمیت آگاه و واقف به این بخش از جامعه، پرسش ها و نارضایتی هایشان است. با این حال هیچگاه  اجازه فرصت بروز این پرسش ها و نارضایتی ها از جانب حاکمیت به این بخش از جامعه داده نشده وسعی میشود این پرسش ها  ونارضایتی ها انکار و یا نادیده گرفته شوند .
سوم :
جدید ترین ساخته ی ابراهیم حاتمی کیا تحت عنوان “به وقت شام” ظاهرا آغازی ست بر پایان “درام حاتمی کیایی” که عبارت بود ازنوعی قهرمان پروری شاعرانه حول محور شخصیت های از جنگ بازگشته با تناقضات درونی و بحران های ذهنی و گاها روحی.
چرا که در ساخته ی قبلی حاتمی کیا،”بادیگارد”،هنوز قهرمانی وجود داشت  به نام حیدر که خسته بود و رنجور از زمانه ای که زمانه ی او نبود. زمانه ای که از او بادیگارد بودن طلب میکرد اما او محافظ بود و نه بادیگارد! اما در” به وقت شام” به محض ظهور شخصیت ها وایجاد دوگانه حق- باطل عملا راه برشکل گیری هرگونه درام داستانی مبتنی بر تناقضات درونی قهرمان بسته می شود.
نهایتِ دوراهی که قهرمان فیلم با آن مواجه است، دوراهی همسر-پدر است که در نهایت حس پدر دوستی اش غالب شده و او متقاعد به ماندن در کنار پدر می شود.
“به وقت شام” آنقدر درگیر و متمرکز بر  ظواهر و اجرا است که عملا مجالی برای پرداختن به درون مایه های معمول حاتمی کیا نمی یابد. یک فیلم پرزرق و برقِ متاثر از سینمای اکشن هالیوود، خصوصا سری فیلم های “مدمکس” ، که در قیاس با نسخه های اصلی چنین ژانری در رده چندم قرار می گیرد.از همان آغاز فیلم، جناح حق قاطع و استوار بر موضع و جناح باطل متناقض، شلخته  و با بلاهتی کاریکاتوریزه در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند.
یک رویارویی کودکانه ی تاریخ مصرف گذشته که طبیعتا حس ناسیونالیستی مخاطب ایرانی را تحریک می کند و شاید به طور مقطعی منجر به التذاذ وی هم می شود. اما جز این لذت کاذب ومقطعی ، چیزی از نظر محتوایی و تحلیلی دستگیر مخاطب نمی شود.
تلاش حاتمی کیا در به تصویر کشیدن رابطه پدر و پسر و نگاه متفاوت آن ها به تهدیدات داعش عملا در پیشبرد درام جایی پیدا نمی کند و صرفا در حد نشانه هایی کم رنگ از امضای حاتمی کیا در پای فیلم باقی می ماند.واقعیت این است که نه شخصیت ها و نه روابط آن ها شکل نمی گیرد.
اما  مشکل اساسی” به وقت شام” هیچکدام یک از اینها نیست. مشکل اصلی فیلم، بی توجهی مطلق به موضوع حضور نظامی ایران در سوریه به عنوان یکی از پرسش ها اساسی بخشی  ازمخاطبین است . اساسا گویا دغدغه  فیلمساز تبیین  علت این حضور نبوده و از نظر او این مسئله برای تمامی مردم امری روشن ،بدیهی  و کامل پذیرفته شده است!
این پرسش اساسی جامعه می توانست خود منجر به شکل گیری درون مایه ای پرکشش ، دراماتیک و کاملا حاتمی کیایی برای” به وقت شام ” بشود ولو با نتیجه گیری مطابق با نظر حاکمیت و صد البته خود حاتمی کیا . اما بی توجهی کامل به این موضوع مهم و پرسش اساسی دقیقا تبدیل به پاشنه ی آشیل “به وقت شام” و منجر به شکل گیری درامی تاریخ مصرف گذشته و تکراری شده است.
گروه داعش جزو معدود گروه های ستیزه جو و تروریستی است که مفهوم خشونت را با عنصر نمایش تلفیق کرده و در مبالغه آمیز ترین شکل ممکن آن را رسانه ای می کند . تاکید بیش از حد ” به وقت شام” روی این موضوع  منجر به کاریکاتوریزه شدن امر شرارت و دادن نتیجه معکوس شده است.
به این معنا که به جای ایجاد حس ترس در مخاطب ، خنده در او ایجاد می شود. تاکید بیش ازحد بر اجرایی تقلبی و دسته چندم از سینمای هالیوود ، عدم شکل گیری شخصیت و نگاه آن ها به هستی ، فقدان روابط بین شخصیت ها و مهم تر از همه انفعال مطلق در قبال پرسش اساسی بخش از جامعه باعث شده است “به وقت شام” نه تنها در زمره  آثار خوب حاتمی کیا قرار نگیرد بلکه تبدیل به یک اثر پروپاگاندایی شود که نهایت کاربرد اش همان کاربرد بلندگو های حکومتی است که فتوحات خود در منطقه را با چاشنی غرور و منت فریاد می زنند.
چهارم:
 حاتمی کیا در دهه شصت  و در شرایطی که هنوز اتمسفرجنگ بر جامعه غالب بود و هیجانات نشات گرفته از آن در زندگی روزمره مردم جاری، فیلم هایی ساخت که مشخصا در میدان جنگ و به رخداد های عملی آن می پرداخت.
در آن سال ها هیچگاه حاتمی کیا تصور نمیکرد در دهه هشتاد، پس از فروکش کردن هیجانات جامعه دهه شصت ، فیلم “به نام پدر” را بسازد که پرسشی داشت  اساسی درباره ذات جنگ دهه شصت، تقابل نسل جدید باآرمان های آن دهه و در نهایت تاوان دادن نسل جدید بابت آن آرمان ها .

 حال این سوال پیش می آید که دو دهه بعد اگر حاتمی کیا بخواهد در باره  جنگ سوریه و دخالت ایران  فیلم بسازد، آیا همینقدر یک جانبه و تحت تاثیر جو تبیلغات رسانه ای عمل خواهد کرد و یا فارغ از هیجان و احساسات، سعی خواهد کرد ریشه ای تر و  تحلیلی تر به این جنگ، دخالت ایران و تبعات آن بپردازد؟

نشر از بولتن فرهنگی هنری تبریز

۲ دیدگاه ها

  1. سلام
    نمیخوام نامه جواب بنویسم پس خلاصه عرض میکنم.

    کاش به جای یادداشتی بر به وقت شام مینوشتید ” نقد جمهوری اسلامی”.

    من نمیدونم چرا بعضی ها علنا میان و هر مزخرفی میگن بعد هم میگن این نظام استبداده و آزادی بیان نداره.

    متاسفم برای افرادی چون شما که دانسته یا ندانسته در زمین دشمن بازی میکنید ولی علاوه بر اینکه ته جیبتون تر هم نمیشه ولی دارید خودتون رو از جامعه جدا میکنید.
    اون ور همه دارن علیه این نظام کار میکنن تا به عیاشیشون پول داشته باشن ولی اینجا یه عده که تازگی ها خیلی اسم خوبی روشون گذاشته شده(داعشی های وطنی) دارن بی مزد خودشون رو از قطار انقلاب پیاده میکنن.

    ۴۰ ساله دارن مستقیم یا به قول نویسنده این توهمات ، استعاره آمیز نقد های بی جا میکنن ولی اونی که شکست خورده و سرخورده شده همین ها هستند.
    جواب سوال هاتون واضحه و کسی که جواب رو نفهمه یا عناد داره یا از عقل یه کم مشکل داره.

    درخانه اگر کس هست یک حرف بس هست.

    نه خرج کلانی در سوریه اتفاق افتاده و نه دخالتی ایران کرده.

    اگه شما اطلاعات کافی ندارید کسی مجبورتون نکرده فیلمی رو نقد کنید عقلای این جامعه پذیرفته اند و هنرمنداش هم تحسینش کرده اند.

    عقل بچه ی دو ساله هم اینو میتونه درک کنه که اگه اونا اونجا نمیجنگیدند الان تبریز و همه جای ایران در تمام ساعات روز و شب بدتر از حرم امام خمینی و مجلس و حتی بدتر از سوریه و عراق میشد و اون تعداد قابل توجه جامعه رو هم که میگید حتما منظورتون همون تعداد اندک هم فکراتون در بالای شهر ها هستند والا حاج قاسم سلیمانی محبوب ترین فرد ایران اعم از مذهبی و غیر مذهبی هایی که ایران برایشان مهم هست، میباشد.

    به هرحال یه پیشنهاد میدم ، به جای وقت تلف کردن در اینچنین مزخرفاتی که بازدید بسیاری کمی هم داره ، بهتره از مشکلات اساسی کشورتون که عامل اصلیش مردم هستن، بپردازید. مانند اینکه با یک دروغ شاخ و دم دار بیان به کسی رای بدن که با احساسات مردم بازی میکنه و مردم هم چون تحلیل درستی از سیاست و اقتصاد ندارن از روی احساسات عمل میکنن ولی اگر نویسندگانی مانند شما به جای بازی در میدان غلط ، در میدان خودمان بازی کنند الان وضع اقتصادی کشور اینچنین نبود.

    موفق باشید.

دیدگاه خود را ثبت کنید

شبنم
کارشناس الکترونیک-سردبیر و مدیر روابط عمومی بولتن فرهنگی هنری تبریز - کارشناس تولید محتوا***کوهنوردی ؛‌طبیعت گردی و سفر از بایدهای زندگی من هستند.