
نمایش خطوط مدادی……
نمیدونم دقیقا از کجا شروع کنیم بهتره…..از داستان نمایش که نمود زندگی تک تک ماست و همه درگیریم و در بحبوحه ی بدو بدوی زندگی با ماسکی متفاوت که به سلیقه ی علی فتوحی عزیز چیده شده بود،و یا بازی عالی تک تک بازیگرا که تکنیک و حس رو با چاشنی بهترین نوع مدیریت و دانش به شکل یه احساس خوب به مخاطب انتقال میدادن……
خطوط مدادی نمایشیست که هرچند در رابطه با متن شاید جای بحث باشه به سبب سلایق متفاوت مردم ،اما حکایت از زندگی اجتماعی هشتاد درصدی مردم سرزمین منه……مردمی که میدونن چه مشکلات بزرگی هست اما بدون توجه بهش یا ازش فرار میکنن و یا اصلا بهش فکر نمیکنن و سعی میکنن به زندگیشون ادامه بدن…..از خانم پناهی و دکترا و موضوع و تکرار اون در نمایش بگیریم تا بهترین طرح ممکن در رابطه به تک پر و در خور بورسیه…….
از آرایشگاه و پول درآوردن و ویزا بگیریم تا سگ دو زدن تو خیابونا واسه یه عروسی گرفتن خوب….
اعضای این خانه همه نمایانگر قشری و شکلی از مردم بودند…..از آذر صاف و ساده تا خسرو هفت خط……
و پر ادعا……
از شاهین مثلا سرخوش اما اصولا پاشنه آشیل قصه و حرکتای کاملا کنترل شده و بازی پر احساسش و انتقال اون انرژی به مخاطب تا فرانک و نشون دادن عقده ش ….یه آدم موفق…اما موفقیت به بهای عقده….به بهای جا موندن از خیلی چیزا…….
چیزی که این روزها نقل محافل خیلی از جوونا است…..چی رو به پای چی باید ریخت.،….
از ایرج….ایرج ماه که از اول قصه استعدادیست بی پایان که درک نمیشه و وقتی درک میشه خیلی دیره…..
و هاتف،….آدم خوب قصه…..که نقطه ی تاریک داره،،،..
کدوم رو باید دید؟ هاتف رو چگونه باید به یاد آورد؟هاتف خوب؟هاتف عاشق؟یا هاتف قاتل؟عصبانی؟و……
از بهنازی که همه چیز رو میدونه اما خودش رو زده جاده خوش بینی و آخرش هم…….از جایی که نشستن بحث کانادا میکنن اما از پنجره نمیبینن خطر ویرونی رو…..
آخ که چقدر آشنان این شخصیتا…..مگه نه؟
نمایش خوبیست….تبریک به جناب فتوحی و تیمش بابت این نمایش در خور وقت گذاشتن…..
سپاس بیکران از زحمات کل گروه که شبی آرام رو رقم زدند
امتیاز بولتن به این رویداد: ۸ از ۱۰



