اطلاعیه

اگر رویدادی وجود دارد که می‌خواهید بقیه هم از آن با خبر شوند، اطلاعات رویداد را (عکس و توضیحات مناسب)
به ایمیل info[at]ebultan.com ارسال نمایید تا به صورت رایگان و با نام خودتان در بولتن درج گردد.

دسته‌ بندی نشده

نگاهی به کمپین‌های اجتماعی ، به قلم بهنام عبداللهی

«با کرفس‌ها مهربان باشیم»

این روزها که چوب و فلک افتاده دست زمستان و دارد سردترین معنای خود را برای مردم دیکته می‌کند، عده‌ای حتی کلمات در دهان‌شان یخ می‌بندد و در مقابل، عده‌ای دیگر هیچ نمی‌دانند زمستان با چندین دندانه می‌تواند پوست آدم‌ها را بکند.
تکلیف آن خیل عظیم بی‌تفاوت‌ها که معلوم است و هر روز از زندگی‌شان، یک صفحه‌ی دیگر به تاریخ قطور «به من چه» اضافه می‌کند. عده‌ای دیگر اما همواره می‌کوشند صفت «متفاوت» را از طرق مختلف کنار اسم خود بچسبانند و هرطور شده خود را از جمع بی‌تفاوت‌ها جدا کنند.
یکی از روش‌هایی که باعث می‌شد متفاوت‌نمایان به هدف دیرینه‌ی خود برسند، کمک به انسان‌ها بود. آن‌ها از درهای مختلف وارد این موضوع می‌شدند و تا چند عکس مناسب برای پست کردن در توییتر، فیسبوک یا اینستاگرام‌شان تهیه نمی‌کردند، به هیچ وجه من الوجوه حاضر به ترک صحنه نبودند.
با گذشت زمان که کمک به هم‌نوع از یک حرکت نمادین، به فرهنگ عمومی جامعه تبدیل شد، همان حامیان بشرِ متفاوت‌نما، فعالیت کمک به انسان‌ را با «خز» شمردن این امر ترک کردند؛ اما زمانی که «بی‌پٌستی» در صفحات مجازی‌شان بیداد کرد، فکر خود را روشن کرده و در تاریکی فرهنگی جامعه، برای یافتن روش‌هایی تازه‌ برای تمایز، به راه افتادند.
ایستگاه بعدی این موج تمایز فکری، سگ‌ها و گربه‌های بی‌خانمانی بودند که مشغول طی کردن فرایند طبیعی زندگی‌شان بوده و دغدغه یا مشکل خاصی نداشتند.
این دغدغه‌ی متفاوت و مسئولیت نسبت به حیوانات از زمانی شروع شد که صاحبان شهرت، هنرمندان و ورزشکاران، در هم‌آغوشی حیوانات عکس سلفی گرفتند و هواداران‌شان را با هشتگ «با حیوانات مهربان باشیم» به این امر خیر دعوت کردند. شاید بزرگ‌ترین دستاورد این اتفاق همین است که روز به روز این هشتگ‌ها بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود و مردم، متفاوت‌تر و متفاوت‌تر.
حال وقتی جلسه‌ی هم‌اندیشی حیوانات بی‌سرپرست را با حضور چندتن از گربه‌های خوش‌چهره برگزار می‌کنند، دیگر می‌توان عمق فاجعه را تخمین زد.
بیش‌تر عقاید این روشن‌فکرانِ متفاوت‌نمای جامعه، از آن ور آب، آب می‌خورد؛ ولی کاش در واردات شیوه‌های زندگی فرنگی، جدا از سانسور، مطرح می‌کردند که مردمان آن‌جا اولاً در ساعات‌کاری‌شان، ۶۰ دقیقه برای صرف صبحانه اختصاص نمی‌دهند! پول را مقدم بر وجدان نمی‌شمارند و در وهله‌ی آخر، هم‌زیستی با حیوانات را خوب می‌دانند.
حمایت از حیوانات و مهربانی با آن‌ها، آخرین ساحل موج تمایز و روشن‌فکری نبود و نخواهد بود و حمایت از کودکان کار و حمایت از شاعران زندانی، از دستور کارهای اخیر افراد متفاوت‌نماست.
خلاصه اینکه امروز مردمان ما در بحث حمایت، دست و بال قدیسان حامی را بسته‌اند و برای‌شان درس یاد می‌دهند.
چه عالی می‌شد اگر دروغ خوب، دروغگو را به کارهای خوب وا می‌داشت و کسی که صبح زود یک هشتگ دیگر به جمع هزاران هشتگ «حمایت از…» اضافه می‌کند، در راه، گربه‌ را لگد نزند و پنجره‌ی ماشین‌اش را در مقابل التماس کودک کار بالا نکشد. یا با ماشین شاسی‌بلند، حقوق گرسنگانی را که در صف نذری ایستاده‌اند له نکند یا… .
انگار این موج که پشت سر آن، یک سونامی عظیمِ روشن‌فکری ایستاده، خیال تمام شدن ندارد و روز به روز یوزپلنگ‌های ایرانی، جای‌شان را به حامیان یوزپلنگ ایرانی می‌بخشند، آدم‌ها خودشان، خود را به فراموشی می‌سپرند و…
البته بی‌انصافی است اگر نگوییم حمایت از حیوانات و کودکان کار و…، می‌تواند یک «امر خیر» باشد، اما به شرط آنکه قید «سخن خیر» را زده باشیم.
بی‌شک ما هم می‌توانیم برای مانع شدن از شیوع این متفاوت‌نمایی‌ها، یک جای کار را بگیریم. مثلا به جای راه انداختن کمپین حمایت از کرفس، نیم‌کیلو سبزی که مورد نیاز مادرمان است، خرید کنیم و ببریم خانه. وقتی سرکار می‌رویم، مبلغ ناچیزی به صندوق صدقه بیندازیم، سلام آدم‌ها را بدون تامل جواب دهیم و در کلامی گسترده‌تر، مهربانی را «تکرار» کنیم. بگذاریم مهربانی تبدیل به کلیشه‌ی جامعه شود تا اینکه تشکل‌های مردمی مختلف راه بیندازیم و بساط ریا را در هر کوچه پس‌کوچه‌ای پهن کنیم.

 
بهنام عبداللهی / دی‌ماه نود و‌ پنج

پاسخ دهید

آیاز آذری
خواننده کلاسیک، مدیراجرایی، علاقه‌مند کسب‌وکارهای نو و موسس ebilit.com و ebultan.com