اطلاعیه

اگر رویدادی وجود دارد که می‌خواهید بقیه هم از آن با خبر شوند، اطلاعات رویداد را (عکس و توضیحات مناسب)
به ایمیل info[at]ebultan.com ارسال نمایید تا به صورت رایگان و با نام خودتان در بولتن درج گردد.

تئاترمجله فرهنگی هنرینقدنقد و تحلیل

یادداشتی بر نمایش آپاردی سئللر سارانی به قلم محمد اکبری

سارانی به قلم محمد اکبری

یادداشتی بر نمایش آپاردی سئللر سارانی به همراه گزارش تصویری 

 

یادداشتی بر نمایش آپاردی سئللر سارانی به قلم محمد اکبری – نمایش (آپاردی سللر سارانی) اثر فولکلوری است که به روایت ماجرای تراژیک و اندوه بار عشق سارای و خان چوبان می پردازد. عشقی که با دست درازی و هوسرانی خان جوان دشت های مغان، دچار چالش جدی شده و هر لحظه ممکن است حماقتی از خان مغان سر بزند و خان چوبان را در غم و سوزی ابدی فرو برد. نمایش از تولد سارای و چگونگی از دست دادن مادرش آغاز می شود و سپس عشق پاک خان چوبان و سارای را با هدیه کردن سیب سرخی به عروس و پیشکشی شال عروسی به تصویر می کشد، از سویی خان جوان مغان که با مردن پدرش (خان ظالم پیشین)جای او را گرفته و همچنان به چپاول ملت می پردازد اینبار چشمش نه به دنبال مال و اموال کسی و نه پی زمین های دهقانیست بلکه چشمش ناموس و شرف سرزمین مغان، دختری به نام سارای را گرفته است که دلداده ی خان چوبان است و عشق توی جان خان چوبان و سارای موج می زند. ماجرا جدای از جدال دو خان، ماجرای جنگ مردم با ظلم و زیاده خواهیست و اینکه چگونه ناموس و شرف خود را از چنگال غریبه ای بی وجدان باز ستانند.
نمایش آپاردی سللر سارانی کوشیده تا گوشه ای از این قصه ی سوزناک را به قاب نمایش ریزد و آزادگی، شرف و غیرت مردم آذربایجان را بیش از پیش نمایان سازد. وقتی دیدم آقای حجازی کارگردان محترم نمایش، از انبوه نمایشنامه های خارجی و داخلی که علی رغم قصه و ساختار نمایشنامه ای قوی یک اثر فولکلور را برای کار انتخاب کرده و آن را نگارش نموده بسیار خوشحال شدم و برای تماشای نمایش لحظه شماری می کردم تا ببینم آقای کارگردان چه چیز هایی به قصه اضافه کرده که بر زیبایی و بار مفهومی فولک (آپاردی سللر سارانی) بیافزاید و آن را اینبار در قالب نمایش ماندگار سازد و با مضمون زیبای اثر در کنار طراحی لباس چشمگیر و جذاب کار و گاه صدای زیبای عاشیق و موسیقی دل انگیزش که در سراسر نمایش به گوش می رسد برای تماشاگران لحظات دلنشین و دلچسبی فراهم آورد.
خوشحالی من اما دوام زیادی نداشت. نمایش را که دیدم هیچ حسی من را فرانگرفت با هیچ شخصیتی احساس نزدیکی و همذات پنداری نکردم، تئاتر که به پایان رسید دنبال چرایی این اتفاق بودم. اینکه انتظار داشتم جهانبینی کارگردان هم در اثر وجود داشته باشد و فارغ از آنچه در واقع قصه ی (آپاردی سللر سارانی) را شامل می شود گریزی به دغدغه های روز و موضوعات ملموس معاصرمان باشد که اینگونه نبود و صرفا نسخه دست چندمی از بازآفرینی فولکلور بی بدیل سارای بود. می خواهم دلیل های روشنی بیاورم که این نمایش چرا از نظر من یک اثر متوسط رو به پایین است و شکاف عمیق این اثر تا یک اثر خوب را توضیح دهم.
از نمایشنامه شروع می کنم و بخصوص زبان و لحن تک تک دیالوگ ها. ما با زبان یکدست و روانی طرف نیستیم. متن دیالوگ ها پر از ایرادات و کلافگی های زبانیست. گویی این اثر را چندیدن نویسنده نگاشته اند و هر کدام بی خبر از هم با زبان خود و لحنی متفاوت آن را تکمیل کرده اند. گاه زبان نمایش به ترکی استانبولی نزدیک می شود و گاه کلمات فارسی بسیاری با وجود معادل ترکی آن در متن دل را می آزارند. جای سوال است آقای کارگردان که می توانستند با مشورت و سپردن متن به یک کارشناس زبان ترکی به زیبایی و روان بودن دیالوگ ها کمک کنند چطور به همین متن آشفته هم از لحاظ زبانی هم از لحاظ شعارزده بودن بسنده کرده است؟! نور ها و رنگ هایی که در صحنه استفاده شده غالبا از جنس سافت لایت های فانتزیست و همانطور که از اسمش پیداست برای تصنعی کردن فضای نمایش و بیشتر در تئاتر های فانتزی و اپیک از آنها استفاده می شود و استفاده از این نور ها و تنالیته رنگ فانتزی برای این نمایش که در آن کاملا با فضایی واقع گرایانه طرفیم همانقدر نامانوس است که بخواهیم با چنگال سوپ بخوریم. از سویی در کنار بیان متوسط بازیگر ها، طراحی رقص ها در صحنه ی عروسی و تک بازی چشمگیر بازیگر نقش سارای از معدود زیبایی های اثر هستند که تماشای نمایش را تحمل پذیر تر می کنند. بازی های خارج از نور بازیگر ها، عدم بازی در سکوت اکثر ایفاگران نیز از ضعف های دیگر این اثر هستند. حتی شروع نمایش که مربوط به متولد شدن سارای است ریتم و تمپوی نمایش را بسیار پایین می آورد و صحنه ی اول آنقدر اضافی به نظر می رسد که به راحتی می توان آن را حذف کرد بدون آنکه به کلیت اثر لطمه ای وارد شود.
خارج از بحث های فنی سوالی که به راستی ذهن مخاطبان جدی آثار فولکلور تئاتر تبریز را درگیر می کند این است که چرا اکثر کارگردانانی که سراغ کارکردن اینگونه موضوعات می رود به سبب جذابیت ذاتی موضوع برای مخاطب، فراموش می کند آنطور که درخور و شایسته ی درونمایه ی این گونه ی نمایشی است به کارگردانی کار بپردازد و آن را به بهانه ی فولکلور کار کردن و خدمت به فرهنگ بومی به عقیم ترین شکل ممکن به خورد مخاطبان خود می دهد.
آپاردی سئللر سارانی به قلم محمد اکبری
نشر از بولتن فرهنگی هنری تبریز
@ebultan
عکس از محمد اکبری

 

 

دیدگاه خود را ثبت کنید