اطلاعیه

اگر رویدادی وجود دارد که می‌خواهید بقیه هم از آن با خبر شوند، اطلاعات رویداد را (عکس و توضیحات مناسب)
به ایمیل info[at]ebultan.com ارسال نمایید تا به صورت رایگان و با نام خودتان در بولتن درج گردد.

انتخاب سردبیرسینما

نگاهی به روز سوم جشنواره استانی فیلم فجر، ترمای سرخ و ایتالیا ایتالیا

نگاهی به روز سوم جشنواره استانی فیلم فجر، ترمای سرخ و ایتالیا ایتالیا

به قلم علی رضاوند

 

روز سوم جشنواره برای خودم حال بهتری داشت ، دیروز کامنتی خواندم که گفته بود ظرفیت سالن پر شده و من ندیده ام شاید مخاطبین منتظرند من نباشم تا بیایند که نمی بینم . فیلم اول با استقبال خوبی همراه نبود اما ایتالیا ایتالیا شاهد استقبال بهتری بود .

ترومای سرخ ( اسماعیل میهن دوست )

تلفن بازی برای یک شعار دو دقیقه ای !

فیلم داستان نداشت یعنی یک ذهنیت برای یک شعار در ذهن کارگردان شکل گرفته بود و سکانس ها را طول داد تا به جایی که باید برسد ، تنها گرهی که در داستان دوست داشتم گره بازی با نام عشق روی گوشی بود که گره افکنیش جذاب بود . با این وجود نوع بیان پریوش نظریه قابل قبول بود و با اینکه داستانی برای بازی نبود حداقل ها را در آورده بود . هیچ کنش سنگینی هم نیاز نداشت اما شیطنت های لحنی و گره سازی هایش قابل قبول بود چون بیشتر فیلم شبیه یک مونولوگ بود . استفاده از نام طولانی بازیگران یا بهتر بگویم سو استفاده ، نکته بسیار منفیه داستان است اما نکته مایوس کننده داستان اینجا است که کارگردان ادعا کرده ۲۰ بازیگر جدید معرفی کرده است در سکانس های چند ثانیه ای . سوالم از جناب کارگردان این است که هنرجو یا هنرآموز تئاتر یا سینما که مطالعه دارد و قبلا تئاتر کار کرده آیا به دیدن شدن چند ثانیه ای روی پرده سینما محتاج است ؟ این دیدگاه ترحم گونه مرا آزرد و متاسفم برای دوستانی که قبول کردند در این فیلم باشند که فقط باشند . جناب کارگردان برای معرفی استعداد ها نیاز نیست سیاهی لشکر جمع کرد ، همین دیدگاه که شما اسم ان عدد بازیگر را نوشته اید تا بفروشید باعث میشود جوان ها کار نکنند ، اگر از استعداد ها استفاده میکردید نیازی به آن همه تماس تلفنی نبود و اگر ادعای دیدگاه مدرن دارید و استفاده عمدی بوده که با توجه به متن داستان انتخاب افتضاحی بوده است و چند سکانس کوتاه ، حتی یک فیلم کوتاه همین مفهوم را می رساند . این که یک مفهوم را بگیریم و کش دهیم بیشتر شبیه این بود که مجبور بودیم برای یک پایان بندی که در ذهن داشتیم مقدمه بنویسیم یا اینطور بگویم مثل مقاله های ما ایرانی ها که اول چکیده مینویسیم بعد مقاله . بازی در خودرو و بازی با تکنولوژی و تماس ها مخصوصا با خانه و مادر ترکی داستان اگر قرار بر تضاد گذشته و حال و دنیای مادی و غیر مادی را داشت بسیار به ذوق بیننده و تماشاگر میزد ضمن این که نمیدانم تلاش کارگردانان برای ترکی جلوه دادن گذشته چیست ؟ چرا فقط افراد مسن لهجه دارند ؟ نمیخواهم بحث را ملیتی کنم و مثل عوام نژادی صحبت کنم ولی فلسفه کارگردان ها را هم نمی فهمم . اگر از این داستان ها بگذریم داستان مترو و دزدیش هم بسیار سطحی بود یعنی این که اتفاقی بیفتد و مثلا معما ایجاد شود در حد یک داستان کودکانه بود . تیم فیلم درون مایع اش میتوانست بانی ساخت یک فیلم خوب باشد زیرا شعار آخر فیلم جای کار دارد و داشت ولی با این اثر میتوان فرصت سوزی کارگردان دانست .

ایتالیا ایتالیا ( کاوه صباغ زاده )

پیتزایی که با کمی پنیر و سس اضافه خوش مزه تر میشد !

ایتالیا ایتالیا اولین فیلمی بود که نمره قبولی میتوان به آن داد ، سیر فانتزی داستان و وجود یک داستان با عدم پیروی از قائده زمانی یک فیلم جذاب و دلپذیر را ساخته بود اما افسوس که این سیر فانتزی کامل نبود . به عقیده من همان سردرگمی در ژانر ها که در مابقی فیلم ها به آن اشاره شد در این فیلم نیز وجود داشت ، اینکه فیلم فانتزی ساخته شود نیاز به المان های بولد تری دارد . به عبارت دیگر اگر کاوه صباغ زاده کمی آویشن، سس و پنیر پیتزای کاپری اش را اضافه میکرد طعم دلپذیر تری را تجربه میکردم . بازی هر دو بازیگر فیلم یعنی حامد کمیلی و سارا بهرامی قابل تقدیر و مناسب بود و آنچه را کارگردان خواسته بود ادا کرده بودند و انتقال داده میشد . هرچند بازی حامد به فضای فانتزی داستان جو خوبی می داد و قبلا تجربه اش را داشت اما میتوانست بهتر باشد یعنی گاهی حس ژست بودن را میداد ، در عوض سارا بهرامی تقریبا یکی از بهترین انتخاب ها برای این نقش و موقعیت بود اگر نگویم بهترین . در کل کاوه صباغ زاده با تجربه اولش نشان داد حرفی برای گفتن دارد و جزو فیلم اولی هایی است که فیلم اولی بودنش میتواند شامل ارفاق باشد و با فاصله مردود نشده است بلکه میتواند با کمی خوش بینی نمره قبولی از داوران جشنواره بگیرد . ضمنا ایتالیا ایتالیا بعد از تکرار بد بختی های چند روزه که دیدیم و شدیدا تهوع آور شده بود اولین فیلمی بود که داستان داشت و زنجیره داستانیش عمدا و سطحی بهم نمی ریخت یا ناقص نبود. به زبان دیگر ایتالیا ایتالیا توانسته بود روایتی درست را پیش ببرد ، هرچند گویی از یک داستان هندی اقتباس شده اما هر چه که بود داستان درست بود . بحث فانتزی بودن را کمی بست دهم ، وقتی میگویم این کار فانتزی در نیامده مثالم فیلمی مانند هتل بزرگ بودافست هست که جوایز جهانی بسیاری برد یا قلم وودی آن در آثارش ، در حقیقت فانتزی گری در ایران جا نیفتاده است . برای مثال وقتی رامبد جوان در خندوانه دست به خیالات فانتزی خود میزند تفاوت دنیای فانتزی با ذهن فانتزی خودش را نمیداند . در این فیلم نیز کارگردان هرگاه ذهنش شیطنت کرد رگه های فانتزی به فیلم داد اما این رگه ها میتوانستند بسیار پر رنگ تر و قوی تر باشند . در مورد کلیپ ها هم که انتقادات به حد کافی بود و میتوان مقداری به منتقدان حق داد ، به نظرم اگر حتی در میان این آهنگ ها و نماهنگ ها هم خلاقیت بصری وجود داشت جذاب تر میشد . کیفیت تصاویر و تصویر برداری باز هم برعکس بسیاری از منتقدان هیچ ضربه ای نه به اثر زده نه به ژانر بلکه در بسیاری از لحظات قاب بندی و انتخاب صحنه ها و موقعیت هایش مرا ذوق زده میکرد . این فیلم در قحطی فیلم امسال فعلا که جزو نوادری است که باید می بود ولی حیف که آنقدر کار خوب وجود ندارد که حتی اگر اثری نزدیک به خود هم باشد نا خود آگاه زبان به تحسینش گشوده خواهد شد . در کل سینمای ایران به علت فضای شرقی و نوع زندگی و ادبیاتش پتانسیل خوبی برای فانتزی یا کمدی ساختن دارد که نشان می دهد برای جایزه بردن ، خوب دیده شدن و موفق بودن نیاز به تلاش در راه ساختن یک بدبختی ویژه از قشر پایین جامعه با بازی های ضجه زده و اشک آلود نیست .

دیدگاه خود را ثبت کنید

محمد آذری
خواننده کلاسیک، مدیراجرایی، علاقه‌مند کسب‌وکارهای نو و موسس ebilit.com و ebultan.com