
نام « ماتی میخاناسی » از چند سال پیش در شبکههای اجتماعی بر سر زبانها افتاد، طنزنویسی که با دستمایه قرار دادن سوژهها، وقایع و اخبار روزمره اجتماعی، به دور از لودگی و ابتذال معمول، با نگاهی دقیق و موشکافانه با زبانی شیرین و گیرا به نقد مسائل جاری روز میپرداخت. نویسنده طنزهای «ماتی میخاناسی» در گپ و گفت کوتاهی که داشتیم از خودش و طنزنویسیاش میگوید.
به پیشنهاد دوستان در یکی از کافههای بالا شهر با نویسنده طنزهای « ماتی میخاناسی » قرار گذاشتیم، توی راه با دوست دیگرمان داشتیم در مورد وقایع فرهنگی شهر حرف میزدیم، صدای پای رهگذری که از پشت سرمان میآمد توجهم را جلب میکرد و دقت میکردم که حرف نامربوطی به زبان نیاورم، به کافه که رسیدیم، رهگذر غریبه پشت سرمان هم با ما وارد کافه شد، آنجا بود که اولین بار ظاهرش را دیدم، مردی حدودا ۳۵ ساله، قد بلند، صورت استخوانی، خندهرو و صمیمی، البته تا وقتی که نیامد و با ما سر میز نشست هم نمیدانستم این رهگذر غریبه همان نویسنده خوشذوق طنزهتی ماتی میخاناسی است!
بعد از معرفی به هم، به شوخی میگویم پشت سر ما که میآمدی به حرفهایمان هم گوش میدادی؟! انتظار داشتم به رسم تعارفات معمول بگوید نه؛ ولی بر خلاف انتظار نزدیک و طبق انتظار دوری که حالا به عنوان یک طنزنویس ازش دارم میگوید بله! همه حرفهایتان را به دقت گوش کردم! من اگر گوش نکنم که نمیتوانم بنویسم! و خودش از قبل از ما میزند زیر خنده…
اصولن برای کار دیگری با او قرار گذاشتهایم، قرار است برایمان متنهایی برای اجراهای کمدی استندآپ بنویسد، ولی حرفها به سمتی هدایت میشود که ازش میخواهم صحبتهایمان را با رکوردر ثبت کنم و از حرفهایی که میزنیم یک مصاحبه تنظیم بکنم، آنچه در ادامه میخوانید انتخاب تکههایی از گفتگوهایمان با « دؤهتور ماتی » است.
درباره انتخاب اسم « ماتی میخاناسی » ، تاریخچه این اسم و علت انتخابش میپرسم، میگوید: من از چهارسال پیش وقتی در فیسبوک اقدام به راهاندازی پیج فیسبوکی کردم، اولین اسمی که به نظرم رسید اسم ماتی میخاناسی بود! در مورد این اسم پرسوجوهای زیادی کردم و روایتهای مختلفی درباره این اسم وجود دارند. عدهای میگویند ماتی میخاناسی میخانهای در خیابان خاقانی بود، عدهای میگویند میخانهای در کوچه میارمیار بود، عدهای معتقدند اسم درست آن «فاطی میخاناسی» است و میخانهای بود که مدیر آن زنی به این نام بود. حتی دوستی میگفت ماتی میخاناسی میخانهای در شهر ارومیه بوده و مالک آن زنی بوده که هنوز هم زندهاست! به هر حال این اسمیست که ریشه آن هرچه بود، وارد ادبیات شفاهی ما شده و الان هم اگر جایی شلوغ و بیقانون باشد میگویند انگار ماتی میخاناسی است!
در مورد سابقه طنزنویسیاش میپرسم، میگوید: من از زمان دانشجویی بصورت پراکنده و به زبان فارسی طنز مینوشتم. البته آن موقع نیز به اسم خودم نمینوشتم و با نامهای مختلف مطالبم را در نشریات دانشجویی منتشر میکردم. البته آن زمان نیز با وجود استقبال دانشجویان، از سوی مسئولین دانشگاه توبیخ شدم! مخصوصن که طول دوره دانشجویی بنده نیز نسبتا زمان طولانیای بود!
با این حرفش کنجکاو میشوم که درباره تحصیلاتش بپرسم، میخندد و میگوید که دارای مدرک دکترای آب و زهکشی است! و اشاره میکند که نام مستعار «دؤهتور ماتی» نیز ریشه در همین قضیه دارد!
با فراگیر شدن شبکه اجتماعی اینستاگرام و رو به افول گذاشتن فیسبوک، «دؤهتور ماتی» نیز مجبور به کوچ به اینستاگرام میشود. بعد از مدتی و جدیدا نیز کانال تلگرامیاش را رهاندازی کردهاست، در اینباره توضیح میدهد:
از مدتها قبل چند کانال به نام ماتی میخاناسی راه اندازی شده بود، من هم چندین بار گفتهام که اسم ماتی میخاناسی چیزی نیست که مختص و منحصر به من باشد، ولی وقتی دیدم این کانالها تصاویر گرافیکی و عکسهایی که من ساخته و استفاده میکردم را استفاده میکنند، ولی مطالب متفرقه منتشر میکنند، از طرف دوستان و دنبالکنندگان نیز سوالات بسیاری در باره این کانالها پرسیده میشد که آیا این کانالها هم ربطی به من دارند یا نه؛ این کانالها حتی اگر مطالب من را منتشر میکردند ممنونشان میشدم و زحمت من را کم میکردند! ولی مسئله همین بود که مطالب طنز متفرقه و بعضن غیر اخلاقی منتشر میکردند. من هم همیشه در نوشتههایم سعی میکنم جانب اخلاق را رعایت کرده، و از بکار بردن عناصر غیراخلاقی، طنزهای جنسی، جنسیتی و قومی پرهیز میکنم. با همه این اوصاف به فکر راهاندازی کانال تلگرام افتادم. در این کانال نیز، هم مطالب گذشته و قدیمی را منتشر میکنم و هم مطالب جدیدی که مینویسم را قرار میدهم.
تاثیر نقد و نفوذ طنزهای « ماتی میخاناسی » به اندازهای بود که حتی از طرف نشریات نیز دعوت به همکاری شدهاست، در اینباره میگوید:
بنده به دعوت گردانندگان هفتهنامه آذرپیام، مدتی نیز مطالبی را در این نشریه مینوشتم، ولی واقعیت این است که من در شبکههای اجتماعی هر وقت به موضوع و سوژه جالبی برخورد میکنم مطلبی مینویسم، ولی همکاری با این روزنامه مشکلاتی نیز برایم داشت. غیر از محدودتر شدن و اجبار به رعایت خطوط قرمز رسمی، تهیه مطلب بصورت منظم و هفتگی باعث میشد وقت زیادی صرف این مسئله بکنم، این تهیه مطلب هفتگی که با روال و اشلهای مطبوعات رسمی سازگار باشد یک استرس مضاعف به من وارد میکرد. یکی دیگر از مشکلات همکاری با آذرپیام این بود که زمانی که مطالب را با نام «دؤهتور ماتی» منتشر میکردم، باعث ایجاد سوءتفاهمی بین خوانندگان شده بود و باعث به وجود آمدن گمانهزنیهایی در مورد هویت نویسنده این مطالب شدهبود، به همین دلیل بعد از مدتی مجبور به درج اسم خودم زیر این مطالب شدم که به هیچ عنوان علاقهای نیز به این کار نداشتم. این مسائل و یک سری مسائل دیگر باعث شد که بعد از مدتی از همکاری با این نشریه نیز صرفنظر بکنم.
درباره گسترش ایده، شخصیتها و داستانهای « ماتی میخاناسی » در مدیومهای دیگر رسانهای مانند انیمیشن و… میپرسم، میگوید که تا بحال افرادی پیشنهاداتی در این زمینه داشتهاند، ولی متاسفانه هیچیک از این پیشنهادها به دلایل مختلف از جمله نبود تیم حرفهای و یا عدم پیگیری جدی تا امروز به نتیجه خاصی نرسیده است، با اینحال من همیشه از طرحها و پروژههای جدید استقبال میکنم و علاقمند به همکاری با هنرمندان هستم.
مصاحبه و تنظیم از بهبود زارعی




