اطلاعیه

اگر رویدادی وجود دارد که می‌خواهید بقیه هم از آن با خبر شوند، اطلاعات رویداد را (عکس و توضیحات مناسب)
به ایمیل info[at]ebultan.com ارسال نمایید تا به صورت رایگان و با نام خودتان در بولتن درج گردد.

انتخاب سردبیریادداشت

مقدمه‌ای بر رویکرد‌ها و انواع اقتباس ادبی از تاریخ – قسمت چهارم

پتانسیل شخصیت‌های تاریخی برای آفرینش هنری/ادبی در بخش سوم از این سلسه نوشتارها کم و بیش مورد بررسی قرار گرفت. آخرین مرحله و با تاکید بر این نکته که آن‌چه مطرح شده فقط شامل بخشی از توانش‌هاست، نوبت بررسی پتانسیل‌های وقایع تاریخی‌ست.

واقعه‌ی تاریخی: فرع یا اصل؟

یک واقعه‌ی تاریخی(هم‌چون یک شخصیت تاریخی) این قابلیت را دارد که در مرکز ثقل یک اثر ادبی قرار بگیرد. ولی در این مورد هم نویسنده این اختیار را دارد که آن را از مرکزیت بیرون آورد. چند و چون این رویکرد در مواردی که مطرح خواهد شد مورد بررسی قرار خواهد گرفت ولی ذکر این نکته لازم است که: بایدها و نبایدها اساسا در عالم آفرینش هنری جایگاهی ندارند.

بررسی عنصر واقعه‌ی تاریخی به عنوان منبعی برای اقتباس هنری/ادبی

الف: واقعه‌ی تاریخی و شخصیت تاریخی:

چنان که پیشتر هم اشاره شد وقایع تاریخی اغلب با نام شخصیت‌های تاریخی پیوند خورده‌اند. کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ با شخصیت‌هایی هم‌چون مصدق و محمدرضا پهلوی و شعبان جعفری(بی‌مخ) ارتباطی تنگاتنگ دارد. وقایع مشروطه با شمار زیادی از اسامی گره خورده است. از ستارخان و باقرخان و علی مسیو گرفته تا مظفرالدین‌شاه و محمدعلی میرزا و… . بسته به این‌که نویسنده کدام واقعه را در چه برهه‌ای از تاریخ انتخاب می‌کند، می‌تواند از شخصیت‌های تاریخی دخیل در آن واقعه‌ی تاریخی هم بهره برد. دور از ذهن نیست اگر که نویسندگانی هر کدام واقعه‌ای تاریخی را بستر آفرینش خود قرار دهند اما هر کدام از دید شخصیت تاریخی متفاوتی ابعاد آن ماجرا را مورد بررسی قرار دهند و چه بسا در این میان نویسنده‌ای یک واقعه‌ی تاریخی را از منظر چند شخصیت تاریخی مورد مداقه قرار دهد.

ب: واقعه‌ی تاریخی بدون شخصیت تاریخی:

وقایع تاریخی را نه تنها الزاما شخصیت‌های تاریخی رقم نزده‌اند بلکه حتی آن وقایعی که یک یا چند شخصیت تاریخی در مرکز آن قرار داشته‌اند، اغلب آحادی از مردمان معمولی هم در آن‌ها دخیل بوده‌اند. تاریخ نسبت به مردمان معمولی نامهربان است و معمولا برای آن‌ها شخصیتی منفرد قائل نیست و از همین رهگذر، اغلب، این مردمان را در قالب کلماتی هم‌چون: مردم، عده‌ای مرد و زن،… و یا در نهایت مرد و زن معرفی می‌کند. در کتب تاریخی این مردان و زنان نامی ندارند. عقبه و آینده‌شان نامعلوم است. یا در لایه‌ای از ابهام فرو رفته‌اند و یا در خیل جمعیت پنهان شده‌اند.

برای مثال وقتی از مشروطه سخن به میان می‌آید مردمی که در کنار ستارخان با قوای دولتی جنگیده‌اند چهره‌ای مشخص ندارند. آن‌ها زیر سایه‌ی نام ستارخان پنهان می‌مانند. زمانی که ترور و یا انفجاری رخ می‌دهد که شخص دخیل در آن گرفتار و یا معلوم نمی‌شود، تاریخ سکوت می‌کند و درست در جایی که تاریخ سکوت می‌کند، هنرمند/نویسنده می‌تواند ورود پیدا کند! تاریخ ممکن است بگوید فلان شخصیت تاریخی به دستور فلان شخصیت تاریخی دیگر ترور شد ولی بسیار محتمل است که از شخصی که شلیک کرده نامی برده نشود و به کلماتی هم‌چون «مردی» یا «زنی» بسنده شود و همین «مرد» یا «زن» می‌توانند نقطه‌ی شروع کار یک نویسنده/هنرمند باشند. می‌توانند به او نامی بدهند.
زندگی‌ای بدهند. گذشته و آینده‌ای ببخشند و از تاریکی تاریخ بیرون‌اش آورند. مردمی که در روز کودتای ۲۸ مرداد در خیابان‌ها بوده‌اند هر کدام زندگی‌ای داشته‌اند. زندگی‌ای که خاص خودشان بوده است. پدر و مادر و همسر و بچه‌ای داشته‌اند. شاید آن‌ها منتظر نویسنده‌ای هستند که نور هنر را بر چهره‌ی زندگی‌شان بیفکند.

پ: واقعه‌ی تاریخی و سفر در زمان:

وقایع تاریخی بر خلاف شخصیت‌های تاریخی قدرت سفر در زمان را ندارند. با این‌حال آفرینش هنری این قابلیت را دارد که در عوض ما را به روزگار واقعه‌ای تاریخی پرتاب کند. می‌توان با باز کردن دری در زیرزمین خانه‌ای قدیمی، ناگهان شخصیتی امروزی را در بطن وقایع مشروطه قرار داد؛ می‌توان در خواب و یا در رویای شخصیتی امروزی او را به خط مقدم جنگ فرستاد؛ می‌توان شخصیتی امروزی را در یک بنای تاریخی گم کرد و بعد او را در گرماگرم آشوب‌های دوران پهلوی پیدا کرد.

***

دنیای آفرینش هنری بسیار فراخ‌ است. این دنیا منتظر نویسندگانی‌ست که قلم دست بگیرند و به کشف و شهود در آن بپردازند. در این دنیا راه‌های نرفته‌ی بسیاری وجود دارد که منتظر قدم‌های هنرمندانه است. اقتباس تاریخی تنها بخشی از قابلیت‌های این دنیاست. بخشی که بسیار مغفول مانده است و چشم به تازه‌نفس‌های عرصه‌ی هنر دارد تا با پرداختن به آن خونی جدید در رگ‌های هنر این مرز و بوم جاری سازند.