اطلاعیه

اگر رویدادی وجود دارد که می‌خواهید بقیه هم از آن با خبر شوند، اطلاعات رویداد را (عکس و توضیحات مناسب)
به ایمیل info[at]ebultan.com ارسال نمایید تا به صورت رایگان و با نام خودتان در بولتن درج گردد.

انتخاب سردبیرسینمامجله فرهنگی هنرینقد و تحلیل

یادداشتی بر فیلم رگ خواب

یادداشتی بر فیلم رگ خواب 

یادداشتی بر فیلم رگ خواب 

یادداشتی بر فیلم رگ خواب به قلم آراز مطلب زاده

یادداشتی بر فیلم رگ خواب  – جدید ترین ساخته ی حمید نعمت الله تحت عنوان رگ خواب بیشتر از اینکه دغدغه اش موضوع عشق باشد ، مبحث بحرانِ رابطه است .در حاشیه بودن جنس زن نسبت به مرد در جامعه ی ایران و از طرفی دیگر سرخوردگی های متعدد شخصیت مینا از دوران کودکی تا شکست عشقی اخیرش و همچنین عدم امکان بازگشت وی به سمت پدر و محرومیت از محبت اش موجب شده است که مینا تبدیل به شخصیتی شکننده، ضعیف و از همه مهم تر نیازمند به دیگران بشود. اساسا شخصیت پدر جایگاه مهمی در داستان دارد . هرچند که مخاطب فقط در چند پلانِ کوتاه پیرمردی را در ایستگاه مترو میبیند که به عنوان پدر مینا معرفی میشود اما سایه ی پدر در کل داستان سنگینی میکند. در واقع این شخصیت کامران است که جای پدر را پر میکند. پدری که نماد حمایت از فرزند است . نماد حمایت ،نگهداری و نگهبانی . اصلا بسترِ این رابطه ی عاشقانه از حمایت پدرانه کامران از مینا ایجاد میشود که مصادیق اش در تامین خانه و سرپناه ،تهیه ی غذا، آموزش موسیقی و تفریح هایی ازاین دست نمود پیدا میکند .در واقع کنش اصلی بین مینا و پدرش است. در طول فیلم فقط کامران است که میتواند حواس مینا را از پدرش پرت کند و در ذهن مینا پدرش را به رتبه دوم برساند .آن هم با رفتار هایی که مشابه آن رفتار هارا هر پدری برای فرزندش میکند . مینا به قدری به مورد توجه قرار گرفتن نیاز دارد که حتی با یک صدم رفتار های کامران نظرش جلب میشود. این حجم از نیاز به دیگران که خود مینا هم در همان صحنه ی گفت و گو با گربه در وسط جاده به آن اعتراف میکند یقینا ریشه در‌کودکی اش دارد . کودکی که بارز ترین خاطره اش مجازات شدن توسط مادرش به خاطر “خاک خوردن” است . وقتی مینا کامران را شریک خود در انجام یک عادت کودکانه مثل خاک خوردن میبیند طبیعی ترین واکنش اش چیزی جز دل بستن به او نیست . فیلم به شدت قرینه وار روایت میشود . با حضور پدر آغاز و فقدانش تمام میشود .
یادداشتی بر فیلم رگ خواب – مرتبه ی بعدی مشاجره با شخصیت خانم جزایری(صندوق دار) در قرینه اش تبدیل به دلداری دادن وی در رستوران میشود .نهایت لذت عشق به کامران و در کنار او بودن در ماشینش پشت چراغ قرمز در قرینه اش تبدیل به اوج تنهایی مینا در همان ماشین و در موقعیتی مشابه پشت چراغ قرمز میشود و چند مورد دیگر . هرچند که رگ خواب فیلمی ساده تر نسبت به سایر ساخته های حمید نعمت الله است اما از نظر افراط در سیر وقوع داستان و سرنوشت شخصیت ها مشابه ساخته های قبلی اش مخصوصا بی پولی ست . به طور مثال در بی پولی موضوع اصلی از دست دادن شغل است اما سیر روند داستان به گونه ای پیش میرود که موقعیت اجتماعی شخصیت داستان(ایرج) از یک طراح لباسِ مرفه به یک کارتن خوابِ بی پناه تبدیل میشود . همین بی رحمی نعمت الله در مورد عاقبت مینا هم صادق است . به طور خیلی ساده مینا فقط در یک رابطه ی عاشقانه شکست خورده است. فقط همین . اما این شکست او را به سقط جنین،بیماری ،کارتن خوابی و در نهایت به اعزام شدن به گرمخانه هم می کشاند. رگ خواب فیلم رابطه هاست نه شخصیت ها . پردازش این رابطه ها به قدری زیباست که کوچک ترین احساس تصنعی بودن به مخاطب دست نمیدهد . فیلم سرشار از لحظه هایی ست که مخاطب با مینا هم ذات پنداری میکند و یا گاها حتی دیالوگ فرضی هم با او برقرار کرده و به خاطر سادگی اش او را سرزنش میکند . رگ خواب فیلمِ مینا ست . نه کامران و رابطه شان .فقط فیلمِ مینا و مونولوگ هایش. مونولوگ های تلخ و قابل درک اش. گذشته از توجه به مبحث غذا که همیشه در آثار مهرجویی پر رنگ بوده است شاید علت تقدیم این اثر به داریوش مهرجویی همین مونولوگ هایی ست که او یکی از مهم ترین راویان این جنس قصه ها در سینمای ایران است. جامعه ی امروز سرزمینمان روز به روز به سمت مصرفی شدن می رود و انسان های اطراف مان بیش تر از اینکه به عمق روابط شان ،مهر ورزیدن به یکدیگر ،لذت با هم بودن و توجه به یکدیگر اهمیت بدهند ،به این موضوع فکر میکنند که هر کس چقدر سود می‌رساند و این همان روحیه ی حاکم بر نظام های سرمایه داری ست که انسان ها همچون دستمال کاغذی فقط یکبار ارزش مصرف شدن دارند. قربانی این جامعه نه فقط مینا بلکه کامران هم است . هر‌کدام از ما میتوانیم مینایی باشیم که دچار بحران رابطه شده و در رگان زندگانی اش عطوفت جریان ندارد یا کامرانی باشیم که جامعه اهمیت “مسئولیت و تعهد در قبال دیگران” را به او آموزش نداده است .

نشر از بولتن فرهنگی هنری  تبریز

دیدگاه خود را ثبت کنید

شبنم
کارشناس الکترونیک-سردبیر و مدیر روابط عمومی بولتن فرهنگی هنری تبریز - کارشناس تولید محتوا***کوهنوردی ؛‌طبیعت گردی و سفر از بایدهای زندگی من هستند.