اگر رویدادی وجود دارد که میخواهید بقیه هم از آن با خبر شوند، اطلاعات رویداد را (عکس و توضیحات مناسب) به ایمیل info[at]ebultan.com ارسال نمایید تا به صورت رایگان و با نام خودتان در بولتن درج گردد.
تجربه های اخیر نوشته امیررضا کوهستانی نویسنده و کارگردان جوان و فرهیخته تئاتر کشور که معرف حضور همه هست یک متن خاص با دیدگاه ها و رویکرد انسانی است . نویسنده در این متن دنبال تکاپوی انسانی میان روابط اجتماعی ، خانواده ، مسایل جنسی، روانشناسی و حتی فلسفی و کنکاش های دینی میگردد .
صد و هفت سال می گذرد از روزی که اوزه یر حاجی بیگف نمایش ار آرواد را به صحنه برد. و صد و چهار سال از روزی که نمایش کمدی او اولماسین بو اولسون (معروف به مشهدی عباد) به صحنه رفت. این هر دو نمایش طنز، عناصر مشترکی دارند که نشان می دهد حساسیت اوزه یر حاجی بیگف به عنوان هنرمندی آگاه و اصلاحگر را برانگیخته بوده.
نمایش کمدی خیریه گروه سیروان، در مرکز اقامتی (کمپ ترک اعتیاد) نجات، زیر نظر کانون فرهنگی هنری آل اطهار تبریز برگزار شد. ایوب لاچینی (سیروان) نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر و سینما در خصوص این اجرا گفت: مدت ها بود از فضای انجام امور خیریه فاصله گرفته بودم تا اینکه...
شهرت سلام اوو ، نویسنده اؤزبک، در کتاب خود " داشناک ها از فرغانه تا قره باغ" به افشاگری تاریخی علیه جنایت های داشناک های ارمنی در آزربایجان و تورکستان، پرداخته است، وی یکی از خیل نویسنده گانی است که پرده از جنایت های داشناک ها برداشته است، اما روایت خود اعضای این حزب خود گواه محکمی است بر آنچه در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ در خوجالی گذشته می باشد.
داستان نمایش پنچری درباره مردی است که ماشینش پنچر شده است و ناچار میشود شب را در دهکده و در خانه قاضی بازنشستهای بگذراند. آن شب قاضی و دوستان پیر دیگرش که جلاد و دادستان و وکیل هستند نیز در خانه حضور دارند و تصمیم میگیرند بازی جالبی انجام دهند و یک دادگاه خصوصی تشکیل دهند و یکی از جرایم زندگی مرد را کشف کنند.
صدیق جمالی در توضیح نمایش آنا یوردوم آذربایجان گفت: ریشهی تولید نمایش «آنا یوردوم آذربایجان» منظومهی بیبدیل حیدرباباست که بیاغراق، تصاویری که در این اثر مکتوب وجود دارد، از نمایشها و فیلمها، رنگینتر و باارزشتر است.
داستان از این قرار است که تاجری در اثر خرابی ماشین اش، مهمان خانه ای می شود که چهار پیر بازنشسته ساکنان آنند. قاضی، دادستان، وکیل مدافع و جلّاد.
فضای خانه، آن چهار پیر، نحوه ی پذیرایی از مهمان، هم برای تاجر و هم برای مخاطب، غریب و غیر معمول می آید.
مهمانِ خانه، دعوت به یک بازی می شود. "بازی عدالت".
تابستان سال قبل صحبتی کرده بودم با حاج یعقوب و شکل ایده آل نمایشنامه نوشتم را برایش شرح داده بودم، گفته بودم دوست دارم نوشتن برای یک کارگردان را با یک صفحه متن شروع کنم و در جریان نوشتن با همفکری کارگردان متن را پله پله به جلو ببرم، که یعقوب هم پسندیده و گفته بود او هم این روال را دوست دارد. قرار شده بود برایش یک نمایشنامه ی نوجوان بنویسم. الان اما نوشتن یک نمایشنامه ی فولکلوریک ترکی را در دستور کار قرار می دادیم.
تراپس، تاجری شیک و به ظاهر موفق شب هنگام در جادهای در پی تجارتش میرود که گرفتار " پنچری" میشود و ناگزیر مهمان خانهای وهمانگیز. خانهای با چهار ساکن بازنشسته که هر یک روزگاری سرآمد شغل خودشان بودند...
ساکنین به جای هزینه اقامت، تراپس را دعوت می کنند به شرکت در بازی بنام " عدالت " که برای سرگرمی خودشان طراحی کردهاند.
«و الان من از شما میپرسم. من میگم کسی که میخواد خودشو نابود کنه، ورمیداره تئاتر کار کنه؟ اونم شاه لیرو؟»
این سوالیست که در انتهای اولین صحنهی نمایش دوبارگی ، دختر(سنا پورسعیدی) از ما میپرسد. در آخرین صحنه از نمایش دوبارگی نیز همین سوال را زن(ساناز نظری) دوباره میپرسد. کل نمایش « دوبارگی » در میانهی این سوال میگذرد. بعد از اولین سوال، نمایش بیش از آنکه تلاشی برای جواب باشد، بستری را برای مخاطب فراهم میکند تا با دغدغهها و زندگی نویسنده/کارگردانی (جمال ساقینژاد) آشنا شود که خودش را نابود کرده است. تکرار همان سوال در آخرین صحنه، خطاب به مایی که حالا حداقل با بخشی از زندگی شخصیت نویسنده کارگردان آشنا شدهایم، چالشبرانگیز است. این سوالیست که وقتی سالن نمایش را ترک میکنیم همراه ماست: «کسی که میخواد خودشو نابود کنه، ورمیداره تئاتر کار کنه؟ اونم شاه لیرو؟»
میتوان گفت این نمایش نقدی به از خودبیگانگی میزند. افرادی بیرونی در زندگی این دو فرد ( ماندگار و صفورا ) وجود دارند که آنها را عروسک خیمه شب بازی خودشان کردهاند. این افراد سرهنگ، مردی که با تلفن صحبت می کند و اسماعیل آقا هستند که باعث می شوند زندگی این دو نفر درگیر اتفاقات ناخواستهای شود.
علاوه بر این موارد، دید نمادگرایانه هم در نمایش بسیار است. از شمع در حال سوختن و برق رفتگی تا خود زیر زمین. مخصوصا که در ابتدای نمایش که ماندگار بین خاموش کردن یا روشن نگه داشتن شمع مردد است. خاموش کردن شمع، تاریکی و سیاهی را به دنبال دارد و روشن نگه داشتنش باعث ذوب شدن و از بین رفتن خود شمع می شود. شاید پربیراه نباشد که بگوییم این شمع استعارهای از شهلا، معشوق ماندگار باشد.